گفتار اول: تعریف، اقسام، تاریخچه و کاربردهای حیله
حیله در لغت:
حیله از ریشه (ح و ل) بر وزن فعله در اصل به معنای چیره دستی و مهارت بر انجام کار است ۱ اما این واژه بیشتر در معنای تغییر و دگرگونی کاربرد دارد. عرب سال را «حول» می‌گوید چون سال گذشته به سال جدید تغییر کرده است.۲ حیله علاوه بر این معنا در معانی دیگری همچون تیزهوشی، مهارت،۳ دقت نظر،۴دستیابی به طرق پنهان برای تحصیل غرض و چاره جویی۵ نیز استعمال می شود؛ چنانکه علمای لغت در تعریف حیله چنین می‌گویند:
• «الحیله و الحویله ما یتوصل به الی حاله ما فی خفیه و اکثر استعمالها فیما فی تعاطیه خبث و قد تستعمل فیما فیه حکمه و لهذا قیل فی وصف الله عزوجل – و هو شدید المحال۶- .»۷حیله همان چاره جویی پنهان است و غالبا بار منفی دارد و گاهی در معنای مثبت و چاره جویی خوب بکار می رود به همین جهت در وصف خداوند گفته شده است که او حیله شدید، یعنی حکمت قوی دارد.۸
• « الحیله الحذق و جوده النظر و القدره علی التصرف؛۹حیله نوعی مهارت داشتن و قدرت در تصرف است.»۱۰
• «هو تحرک فی دور؛۱۱ حرکت دورانی داشتن»۱۲
• «و قد یفسر الحول بالحیله و هی ما یتوصل به الی حاله بما فیه خفیه»۱۳
بنابراین می‌توان گفت این واژه نیز همچون واژه‌های دیگر یک معنای اصلی داشته اما بر اثر گذشت زمان معانی دیگری نیز پیدا کرده که از جمله این معانی، «رسیدن به یک چیز از راه اسباب و علل پنهان»۱۴ است که در فارسی به آن «چاره جویی» گفته می‌شود و آنچه در این پایان نامه از آن بحث می‌شود همین معنای حیله است.
این واژه همچنانکه در برخی از تعاریف نیز گفته شد معمولا بار منفی دارد و چاره جویی مذموم را به ذهن متبادر می‌کند اما شامل هر دو نوع از چاره جویی می‌شود. ما نیز در صدد کشف مشروعیت و یا عدم مشروعیت چاره‌ها و حیله‌های مطرح شده در مبحث عبادات هستیم، لذا از مباحث مربوط به هر دو معنای حیله سخن خواهیم گفت.
حیله در اصطلاحفقهی:
حیله در اصطلاح فقهی، همان معنای لغوی‌اش را دارد و تنها کاربرد فقهی پیدا کرده‌است، برای مثال برخی فقها در تعریف این اصطلاح به روایتی از امام صادق(علیه السلام)۱۵ استناد کرده و می‌گویند: حیله نوعی فرار از ارتکاب حرام و اقدام به انجام عمل حلال است.۱۶
عبدالله بن‌قدامه در المغنی و عبدالرحمن بن‌قدامه در الشرح الکبیر حیله را چنین تعریف می کنند:
« والحیل کلها محرمه لا تجوز فی شئ من الدین وهو ان یظهر عقدا مباحا یرید به محرما»۱۷
اما تعریفی که ایشان از حیله ارائه می‌دهند تنها یکی از اقسام حیله را شامل می‌شود و از آنجا که جامع همه افراد نیست لذا معنای تامی نیست.
شهید ثانی حیله را دستیابی به اسباب و راه‌هایی می‌داند که احکام شرعی بر آنها مترتب است وگاه حلال و گاه حرام هستند.۱۸
برخی فقیهان در تعریف حیله می‌گویند:
«التوصل الی امر شرعی من طریق حلال او حرام؛ رسیدن به یک مطلوب شرعی و هدف مشروع چه این که راه رسیدن به آن امر حلالی باشد یا راه مذکور خود غیر مشروع باشد، چنین چیزی حیله است.»۱۹
و همچنین گفته شده است:
«حیله عبارت است از حفظ ظواهر قوانین شرع اگر چه روح قانون موجود نباشد.»۲۰
بنابراین می‌توان گفت حیله در حوزه فقه و شرعیات به معنای راه و روشی است غیر‌معمول و گاه پنهانی که شخص توسط آن ذمه خود را از تکالیف الزامی (چه حرمت و چه وجوب) بری می‌سازد و این تعریف نیز شامل هر دو جنبه منفی و مثبت حیله می‌شود.
اقسام حیله:
حیله در منابع فقهی از جهات گوناگون تقسیم شده است؛ از جمله ، تقسیم حیله به اعتبار احکام پنجگانه است.۲۱طبق نظر برخی فقها حیله با همه مصادیق متنوعش به دو مجموعه- حیله‌های مشروع و حیله‌های نامشروع – تقسیم می‌شود۲۲ و علت این تقسیم بندی را اصل جواز بکارگیری حیله در برخی مصادیق و عدم جواز بکارگیری حیله در برخی دیگر از مصادیق دانسته‌اند. ایشان معتقدند هدف از بکارگیری حیله یا رهایی از حرام و رسیدن به حلال است، که این هدف می‌تواند دلیلی بر جواز بکارگیری حیله نیز باشد و یا عبور از مخمصه و تنگناهای شرعی اما بگونه‌ای مشروع که در این مورد گاه افراد در شناخت مصادیق آن دچار لغزش شده‌اند و برای رسیدن به مطلوب مباحی به عمل حرامی متوسل شده‌اند.
برخی دیگر از فقها حیله را به سه قسم (۱- حیله واقعی مثبت ۲- حیله واقعی منفی ۳- حیله صوری) تقسیم کرده‌اند۲۳ و برای هریک مثال‌هایی مطرح نموده‌اند، ما نیز به بیان برخی از آن‌ها می‌پردازیم:
الف) حیله واقعی مثبت یا همان حیله مشروع؛ در این نوع از حیله، مطلوب مباح از راه‌های حلال و مباح حاصل می شود مثلا :
۱٫ شخص صاحب سرمایه‌ای می‌خواهد از سرمایه خود سود ببرد اما به ربا نیز مبتلا نشود پس از طریق مضاربه‌ی واقعی سرمایه‌‌ی خود را در اختیار فردی قرار می‌دهد تا با سرمایه‌ی او کار کند و هر دو در سود شریک باشند.۲۴
۲٫ خانواده‌هایی که بچه دار نمی‌شوند اگر بخواهند سرپرستی بچه‌ای را به عهده بگیرند با مشکل محرمیت روبرو هستند، برای رفع این مشکل به نوعی به حیله‌ی شرعی متوسل شده اند، یعنی اگر بچه دختر باشد با اجازه حاکم شرع صیغه عقد موقت آن دختر را برای پدر مردی که سرپرستی او را به عهده گرفته می‌خوانند و اینگونه دختر محرم ابدی آن مرد می‌شود و اگر بچه پسر باشد یکی از بستگان زن که سرپرستی او را به عهده گرفته مثل مادر یا خواهر یا زن برادر آن زن، به بچه شیر می‌دهند و در صورت تحقق شرایط رضاعت
پسر محرم ابدی آن زن می‌شود.۲۵
علاوه بر این موارد برخی از فقها۲۶ قضاوت‌های حضرت علی(علیه السلام) را نیز از مصادیق این نوعحیله دانسته‌اند، برای نمونه:
دو زن بر سر کودکی دعوا داشتند و هر کدام مدّعى بودند مادر کودک هستند، دعوا را نزد حضرت علی (علیه السلام) بردند، حضرت دستور داد کودک را دو نیمه کنند و هر نیمه را به یکى از آن دو زن بدهند! مادرواقعی که این دستور را شنید برای حفظ جان فرزندش از حق خود گذشت ولى مادر دروغین ساکت ماند. حضرت فرمود: مادر واقعی، زنی است که بخاطر شفقت و مهری که به کودک دارد، از حق خود گذشت.۲۷
ب)حیله واقعی منفی،حیله‌ای است که مطلوب و هدف آن(چه مباح و چه غیر مباح) از راه‌های حرام حاصل می‌شود، مثلا :
۱٫ حیله یهودیان که در سوره اعراف آیه ۱۶۳-۱۶۶ بیان شده است. در این آیات آمده است که، صید ماهی در روز شنبه برای یهودیان حرام شد، اما گروهی طمع کردند و حوضچه‌هایی درست کردند که ماهی‌ها می‌توانستند به راحتی وارد آن حوضچه‌ها شوند اما دیگر نمی‌توانستند از آنجا خارج شوند. یهودیان روز شنبه دریچه‌های ورودی حوضچه‌ها را باز می‌کردند و فردای آن روز ماهی‌های به دام افتاده را صید می‌کردند. خداوند به سبب همین حیله‌ای که کردند آنها را مسخ کرد.
۲٫ شیخ طوسی در کتاب مبسوط در انتهای کتاب طلاق، یکی از حیله‌های منفی را، که از ابوحنیفه نقل شده بیان می‌کنند:
«… عن أبی حنیفه أن امرأه شکت إلیه زوجها و آثرت فراقه فقال لها ارتدى فیزول النکاح و إن کان بعد الدخول … »۲۸
در توضیح این روایت گفته شده است:زنی نزد ابو حنیفه آمد و گفت:« از شوهرم ناراحت هستم و از وی خوشم نمی‌آید، می‌خواهم از او جدا شوم ولی او مرا طلاق نمی‌دهد، آیا راهی برای جدایی از او وجود دارد؟» ابو حنیفه گفت: « راهش این است که تو مرتد شوی، زن اگر مرتد شود عقد ازدواجش باطل می‌شود و اگر هنوز آمیزش نکرده باشند بلافاصله می‌تواند به اسلام برگردد و با دیگری ازدواج کند و اگر آمیزش کرده باشد عده نگه میدارد و پس از پایان یافتن عده به اسلام باز می‌گردد و سپس با هرکه خواست ازدواج می کند.۲۹
۳٫ شخصی در وسعت وقت می تواند غسل واجب انجام دهد، ولی آن را ترک کرده تا این که وقت تنگ می‌شود، سپس در تنگی وقت تیمم می‌کند و نماز می‌خواند ، این حیله نیز منفی است چون برای رسیدن به امر شرعی (تیمم)، به امر غیر شرعی (تاخیر غسل واجب تا ضیق وقت) متوسل شده است.۳۰
ج) حیله صوری یا غیر واقعی: در این حیله قصد جدی وجود ندارد، همانگونه که در برخی از حیله های ربا نیز چنین است. مثلا در حیله‌ی«ضم ضمیمه» برای فرار از ربا، شخص یک میلیون تومان پول به طرف مقابلش قرض می‌دهد البته همراه با این قرض یک قوطی کبریت را نیز به قیمت یک میلیون تومان به او می‌فروشد و پس از یکسال دو میلیون تومان پس می‌گیرد و اگرچه مثلا آن قوطی کبریت را به قیمت یک میلیون تومان به طرف مقابل فروخته اما کاملا مشخص است که در این فروش قصد جدی نداشته،زیرا هیچکس حاضر نمی‌شود چیز بی ارزشی مثل قوطی کبریت را به چنین مبلغی بخرد. پس در این معامله قصد جدی وجود نداشته و تنها برای فرار از ربا و به شکل صوری واقع شده است.۳۱
از میان این سه قسم مطرح شده قسم اول به اتفاق فقها مشروع است اما مشروعیت دو قسم دیگر مورد اختلاف است.
برخی دیگر از فقها حیله‌ها را بر اساس، اسباب رسیدن به مطلوب و نوع مطلوب، به ۴ قسم تقسیم کرده اند۳۲:
۱- حیله ای که با مقدمه مباح به مطلوب حلال دست یابیم.
۲- حیله ای که با مقدمه مباح به مطلوب حرام دست یابیم.
۳- حیله ای که با مقدمه حرام به مطلوب حلال دست یابیم.
۴- حیله ای که با مقدمه حرام به مطلوب حرام دست یابیم.
این‌ها خود یا حیله‌های واقعی هستند و یا صوری اما نهایتا از همین چهار قسم نیز تنها قسم اول مشروع است و بقیه نامشروع هستند پس می توان قائل به همان تقسیم ابتدایی مطرح شده باشیم که حیله‌ها با همه تنوعی که دارند یا مشروع هستند و یا غیر مشروع.
اما این تقسیم بندی نسبت به متعلق حیله است نه خود حیله، زیرا حیله نه حلال است و نه حرام، همچنانکه در تعریف حیله گفتیم، « التوصل الی امر شرعی من طریق حلال او حرام؛ رسیدن به یک مطلوب شرعی، چه این که راه رسیدن به آن امر حلالی باشد یا راه مذکور خود غیر مشروع باشد.»
حیله در قرآن و روایات:
واژه حیله تنها یکبار در قرآن و آن هم در سوره نساء آیه ۹۸ در معنای مثبت حیله یعنی چاره و راه نجات بکار رفته است؛ اما در روایات واژه‌ی حیله در هر دو معنای مثبت و منفی بکار برده شده است. مثلا در عهدنامه مالک اشتر امام علی(علیه السلام) معنای مثبت حیله مدنظرشان است، آنجا که می‌فرمایند: «الله الله فی طبقه السفلی من الذین لا حیله لهم»۳۳ و در خطبه ۱۲۲ نهج البلاغه حضرت معنای منفی حیله را مطرح می‌نمایند آنجا که می‌فرمایند: «الم تقولوا عند رفعهم المصاحف حیله و غیله و مکرا و خدیعه اخواننا و اهل دعوتنا».
تاریخچه کاربرد حیله:
حیله اگر چه کاربردش در ادیان و اعصار گذشته بسیار بوده اما بحث فقهی- اسلامی آن همچون دیگر مباحث فقهی به عصر پیامبر(صلی الله علیه وآله) و صحابه باز می‌گردد، مثلا توریه یکی از صحابه که مورد تایید پیامبر(صلی الله علیه و آله) قرار گرفت۳۴ و یا قضاوت‌های حضرت علی(علیه السلام)۳۵از موارد بکارگیری حیله‌های مشروع هستند.
این بحث در عصر تابعین به‌ویژه اوایل قرن دوم بصورت گسترده وارد متون فقهی و حدیثی شد که از جمله آن‌ها می‌توان به برخی از احادی
ث ائمه شیعه (علیهم السلام)۳۶ و احادیث منقول از ابراهیم بن یزید نخعی(م ۹۶٫ق)۳۷ اشاره کرد که دربردارنده مصادیق حیله‌های شرعی می‌باشند.
قدیمی‌ترین متن موجود درباره حیله در فقه ، کتاب «المخارج فی الحیل» نوشته محمد بن حسن شیبانی(م ۱۸۹ه.ق) است،۳۸برخی این کتاب را اثر خود ابوحنیفه دانسته‌اند وبه جهت نقل احادیث فراوان از ابوحنیفه در باب حیله و نیز اصراری که وی در کاربرد حیله برای حل مسائل فقهی داشته او را امام اهل حیله خوانده اند.۳۹احادیث نقل شده از ابوحنیفه در مسئله حیله غالبا در دو باب سوگندها(ایمان) و طلاق ذکر شده است۴۰؛ پس از ابوحنیفه شاگردش قاضی ابویوسف کاربرد حیله را توسعه داد و حنفیان به کاربرد حیله در مسائل فقهیشان مشهور شدند.
شافعیان هم به موضوع حیل توجه ویژه داشتند،محمد بن ادریس شافعی(امام شافعی) در برخی از مسائل کاربرد حیله را جایز می‌دانست۴۱؛ فقیهان شافعی از قرن ۴ به بعد به نگارش آثاری درباره‌ی حیله پرداختند، از جمله کتب قدیمی و موجود آن‌ها کتاب