دانلود پایان نامه

قرار گیرد و هریک در رفتار و کردار انسان تشریک‌مساعی کند. پس می‌بینیم که عدالت را (چه عدالت فردی و چه عدالت اجتماعی) به توازن و تناسب تعریف کرده است. توازن و تناسب یعنی زیبایی. پس بازگشت عدالت به زیبایی است.
استاد مطهری عدالت را عبارت می‌داند از: «آن استحقاق و آن حقّی که هر بشری به‌موجب خلقت خودش و به‌موجب کار و فعالیت خودش به دست آورده است به او بدهند» (مطهری، ۱۳۷۱: ۲۵۹). مطهری برای جامعه یک شأن جدای از افراد قائل است. درعین‌حال افراد را هم بدون استقلال و اختیار نمی‌داند. نتیجه می‌گیریم که افراد جامعه را می‌سازند و جامعه هم شخصیت افراد را. اخلاق فردی از مواردی است که فرد با رعایت آن ممکن است منشأ آثار فراوانی بر روی جامعه گردد.
مطهری بحث عدالت اجتماعی را این‌گونه مطرح می‌نماید: «معنی حقیقی عدالت اجتماعی بشری، یعنی عدالتی که در قانون بشری باید رعایت شود و افراد بشر باید آن را محترم بشمارند همین معنی است» (مطهری، ۱۳۷۷: ۶۲). وی عدل را به‌طور کامل در چندین محل تقسیم‌بندی کرده است. مطهری معتقد است «اصل عدل در فرهنگ اسلامی تقسیم می‏شود به عدل الهی و عدل انسانی. عدل الهی تقسیم می‏شود به عدل تکوینی و عدل تشریعی. عدل انسانی نیز خود تقسیم می‏شود به عدل فردی و عدل اجتماعی» به نظر ایشان اصل عدالت موردنظر در مکتب تشیع همان عدل الهی است و عدالت فردی زیربنای عدالت اجتماعی و عدل الهی و ایمان نیز پایه و زیربنای عدالت فردی است. در این پژوهش ما به دنبال بررسی مقایسه‌ای مفهوم عدالت از دیدگاه مطهری و افلاطون هستیم.
۱-۲- اهمیت موضوع تحقیق
ما در جهانی زندگی می‌کنیم که تفکرات گوناگون، در حال ظهور و بسط گرفتن هستند؛ بنابراین بر هر مسلمانی واجب است تا تلقی اسلام و دانشمندان اسلام را گسترش دهد تا دراین‌بین، مسلمانان از قافله‌ای فکر و اندیشه، جا نمانند، دراین‌بین عدالت مفهومی است که بیشتر فلاسفه غربی و اسلامی بدان پرداخته‌اند. مطهری یکی از اندیشمندان صاحب‌نام معاصر است که بر خود می‌بینم در اعتلای کلام وی در باب عدالت کوشا باشم. همچنین دیری است که بیشتر موضوعات اندیشه‌ای در رشته تحصیلی ما، در حیطه و موضوعات غربی است، بر این مبنا این سؤال طرح می‌گردد چرا ما نباید آرای متفکران خودمان را مورد تجزیه‌وتحلیل قرار بدهیم؟

۱-۳- اهداف کلی
هدف کلی این پژوهش بررسی تطبیقی مفهوم عدالت از دیدگاه مطهری و افلاطون و بیان نمودن این‌که چه تفاوت‌ها و شباهت‌هایی دارد؟

۱-۴- اهداف جزئی
اهداف جزئی این پژوهش عبارت است از پیشینه مفهومی عدالت در غرب و اسلام بررسی شود. دیدگاه افلاطون و مطهری درباره جنبه های مختلف عدالت مرور شود. دیدگاه افلاطون و مطهری درباره منشاء، جایگاه و ابعاد عدالت با هم مقایسه شود.
۱-۵- پیشینه‌ی تحقیق
در باب عدالت در اندیشه مرتضی مطهری و افلاطون کتاب‌ها، مقالات و پایان‌نامه‌هایی نوشته‌شده است و همچنین موضوع عدالت در رسالههای برخی از دانشجویان در سال‌های اخیر نقش قابل‌توجهی داشته است یکی از کتاب‌هایی که در باب مفهوم عدالت در اندیشه مطهری پرداخته است «نسبت آزادی سیاسی و عدالت اجتماعی» از محمدعلی سوادی است. در این باب مقالاتی نیز نوشته‌شده‌اند یکی از این مقالات «عدالت از نگاه شهید مطهری»به قلم سید مهدی طاهری است. مقاله‌ای دیگر که موردتحقیق قرارگرفته است مقاله‌ای با عنوان «بررسی تطبیقی مفهوم عدالت در شاهنامه (ایران باستان) و افلاطون» است که نویسندگان آن درصدد رسیدن به این مفروض برآمده‌اند که افلاطون نظریه عدالت خود را با تأثیر از اندیشه‌ی ایران باستان سازمان داده است. پایان‌نامه‌ای دیگر «عدالت اجتماعی از دیدگاه شهید مطهری و اندیشمندان شرق و غرب» از طوبی طمانی است که همان‌طور که از عنوانش پیداست جمعی از متفکران را در نظر داشته است. دیگر پژوهش دراین‌باره پایان‌نامه «بررسی تطبیقی مفهوم عدالت از دیدگاه افلاطون و فارابی» از محسن حافظی است که تأثیرات اندیشه افلاطونی بر نظرات فارابی در باب عدالت را موردقیاس قرار داده است؛ و دیگر اینکه اثر آخر مربوط به دانشجوی دکترای فلسفه دانشگاه لیدز انگلستان می‌باشد باعنوان دفاع افلاطون از عدالت. در مقایسه عدالت افلاطونی و آنچه مطهری دراین‌باره نظر داده است نویسنده و محققی دست‌به‌قلم نبرده است و این خود می‌تواند یکی از شاخصههای این پایان‌نامه نسبت به آثار دیگر باشد. دیگر این‌که پایان‌نامه حاضر، پژوهشی است در چند فصل که هرکدام به قدرتمندتر شدن بحث کمک می‌کند و مقالهای چندصفحه‌ای در باب عدالت نیست. این نکته ازآنجا اهمیت می‌یابد که ما در فصل دوم به‌صورت کلی به معانی و ریشه عدالت پرداختهایم و تعاریف متفاوت را از آن ابراز داشته‌ایم و پس‌ازاین در فصول بعد به اندیشه افلاطون در باب عدالت و مطهری پرداخته‌ایم تا به تحلیلی روشن‌تر برسیم؛ کما این‌که در اکثر پژوهش‌ها دراین‌باره، دو ضعف به چشم می‌آید: اول؛ تاریخ انگاری بیش‌ازحد مطلوب، یعنی در رابطه بازندگی و شهر افلاطون حرف زدن و توصیف زندگانش و دوم؛ ارائهی پیش‌فرض‌های ذهنی پژوهشگرانی که اثری را نوشتهاند در رابطه با افلاطون و اندیشهی وی بدون اشارهای روشن به انواع عدالت از مناظر مختلف؛ که ما سعی نموده‌ایم این نقصان را به قوت در این کار مبدل سازیم.
کتاب‌ها
نسبت آزادی سیاسی و عدالت اجتماعی (۱۳۸۳)، این کتاب د
ر ۱۲ فصل سامان‌یافته است که مباحثی همچون تعریف آزادی، آزادی فکر و عقیده، مسئولیت اجتماعی، گستره‌های آزادی فردی، عدالت اجتماعی و موارد تحدید آزادی را در برمیگیرد. همان‌طور که محمدعلی سوادی در مقدمه آورده است «این پژوهش به تعریف اقسام و مبانی آزادی سیاسی و عدالت اجتماعی و نسبت بین آن دو در اندیشه مطهری می‌پردازد. در این راستا تأکید عمده بر مبنای معرفت‌شناختی، به‌ویژه نقل و عقل و تعامل آن دو بوده است، هرچند به مبانی غایت شناختی، انسان‌شناختی، هستی شناختی، روش‌شناختی و دانش شناختی نیز اشاره گردیده است». درواقع می‌توان گفت کتاب فوق نسخهای تمرکزیافته تر است از پایان‌نامه کارشناسی ارشد نویسنده به نام «عدالت و آزادی» (مقایسه نسبت عدالت و آزادی در اندیشه‌های آیت‌الله شهید مطهری و آیت‌الله مصباح) می‌باشد که در سال۱۳۸۲ مورد دفاع قرارگرفته است. به گمان نویسنده، مبانی آزادی سیاسی و عدالت اجتماعی – سیاسی، در هر اندیشه سیاسی، متناسب با مبانی معرفت‏شناختی، هستی شناختی، غایت شناختی، انسان‌شناختی و روش‌شناختی آن اندیشه است. وی معتقد است اندیشه سیاسی مطهری، رکنی از نظام دانش‌های نظری و عملی وی است. مطهری با تبیین سنجیده مبانی یادشده و لحاظ مقتضیات عدالت‏ سیاسی – اجتماعی، به‌گونه‌ای آزادی سیاسی – اجتماعی را تصویر می‏کند که با عدالت، ‏به‌هیچ‌روی در تعارض نباشد.
که البته تفاوتش با موضوع پایان‌نامه حاضر، در عنوان آن‌ها فهمیده می‌شود اینکه پژوهش در دست اجرا مقایسه تطبیقی متفکری غربی و اندیشمندی شرقی و مسلمان می‌باشد. درحالی‌که کتاب پیش‌گفته بر شناسایی مفاهیم آزادی و عدالت اجتماعی در اندیشه مطهری تأکید داشته است. کتاب، تنها به بحث عدالت نمی‌پردازد و موضوعات دیگری ازجمله آزادی نیز در درنگ صفحات آورده شده است؛ بنابراین توضیح، تنها مبحث کتاب عدالت نیست.
مقاله‌ها
عدالت از نگاه شهید مطهری (۱۳۸۸)، سید مهدی طاهری در مقاله‌اش معتقد است که تقریر عدالت نزد مرتضی مطهری، برداشت عالمانه از دین بوده و عدالت مورد تأکید ایشان، ناشی از درد دین می‌باشد. لذا او ناهنجاری‌های اجتماعی، آشفتگی روحی و جنایات اخلاقی و حتی عقده‌ها و جنایات را از عدم عدالت در جامعه دانسته و مانند فیلسوفانی همچون ارسطو و افلاطون که در فلسفه سیاسی خود در پی بهترین و عادلانه‌ترین نظام حکومت بودند، ایشان نیز به پیروی از اندیشه و عمل حضرت علی (ع)، عدالت را مبنای سیاست و فلسفه اجتماعی اسلام دانسته و آن را ناموس بزرگ اسلام تلقی می‌کردند. نویسنده عدالت در اندیشه مطهری را به چهار معنا تقسیم می‌کند:
۱٫ موزون بودن و تعادل
۲٫ تساوی و نفی هرگونه تبعیض
۳٫ رعایت حقوق افراد و اعطاء کردن حق به ذی‌حق
۴٫ رعایت قابلیت‌ها در افاضه وجود و عدم امتناع از افاضه و رحمت الهی به آنچه امکان وجود یا کمال می‌باشد که معنای چهارم به بحث عدل الهی می‌پردازد.
طاهری پس‌ازاین تقسیم‌بندی به اشاراتی که مطهری در باب عدل در اندیشه اشعریون و معتزلیان داشته است نقب می‌زند. اینکه عدل بنا بر عقیده معتزله، خود حقیقتی است که پروردگار نیز با حکمت و عدل، افعالش را انجام می‌دهد. این گروه درعین‌حالی که در توحید افعالی خداوند نفی شرک نموده، همچنین فاعلیت را منحصر به ذات حق ندانسته و لذا عدل از نگاه آن‌ها بنفسه حسن است، حتی اگر شارع حکم به حسن آن نکند و ظلم هم قبیح است اگرچه شارع به آن نهی نکند؛ و همچنین اشاعره معتقد بودند که معنی عادل بودن ذات حق این نیست که او از قوانین قبلی عدل پیروی نمی‌کند؛ بلکه او سر منشاء عدل است و آنچه او انجام می‌دهد عین عدل است، نه اینکه آنچه عدل است او می‌کند. عدل و ظلم متأخر و منتزع از پروردگار بوده و فعل پروردگار مقیاس عدل است. این گروه به خیال خودخواسته‌اند راه تنزیه را طی نمایند و خداوند را از شرک در خالقیت و ظلم و ستم بررسی کنند، درصورتی‌که از غیر خدا نفی فاعلیت نموده‌اند و صفت عدل را نیز در مرتبه متأخر از فعل خدا قرار داده‌اند. آن‌ها با انکار حسن و قبح عقلی گفته‌اند که مفهوم عادلانه بودن یک فعل جز این نیست که مستند به خداوند باشد و لذا آن‌ها با این مقدمات نتیجه‌گیری کرده‌اند که خداوند نه در فاعلیت شریک دارد و نه اینکه ظلم می‌کند. پس‌ازاین نویسنده، به این نظر پای می‌فشارد که به نظر مطهری اگرچه بی‌عدالتی ریشه در اعمال برخی خلفا دارد؛ ولی علت مهم دیگر این است که اصل عدل در اسلام از طرف عده‌ای از متحجرین بد تعبیر شده است و اگرچه آن‌ها سوءنیتی نداشتند؛ ولی فقط از روی قشری فکر کردن و متعبد مابانه بودن، مسلمانان را به این روز انداختند؛ و بعد به نگاه مطهری در رابطه با عدالت در مکاتب معاصر می‌رسد اینکه استاد مطهری نیز به‌عنوان اندیشمند اسلامی که اساسی‌ترین وظیفه خود را دفاع از اسلام در عرصه‌های مختلف می‌دانست، به بررسی انتقادی دو دیدگاه سوسیالیسم و لیبرالیسم در باب عدالت پرداخته و درنهایت با رد اصالت اجتماع و اصالت فرد تفاوت‌هایشان را با اسلام بیان نموده است. درنهایت هم نویسنده به این نتیجه می‌رسد که به نظر مطهری هرگاه توده ملت به حقوق حکومت وفادار باشند و حکومت حقوق مردم را ادا کند، آن‌وقت است که «لیقوم الناس بالقسط» که نمود عدالت می‌باشد مصداق یافته و نشانه‌های عدالت ظاهر می‌گردد. اجرای عدالت نیز مبتنی بر عمل به قانون با پشتوانه معنویت اسلامی است که راه رسیدن به آن‌هم
جلوگیری از تبعیض در جامعه یا ایجاد مسابقه بقاء است. در این نظام باید تلاش نمود تا افراد با رضایت، حقوق خودشان را به دیگران اعطاء کنند؛ البته دولت هم موظف است تا عدالت را در جامعه برقرار نماید. لذا هر نظامی که در اجرای صحیح عدالت در جامعه منحرف گردد، مطمئناً شرایط ایجاد یک انقلاب و نظام دیگر را فراهم می‌آورد.
به‌طورکلی، نویسنده مقاله، نگاهی بین‌رشته‌ای را در این مقاله ارائه داده است و صرفاً بر تحلیلی جامعه‌شناختی، فلسفی، یا سیاسی در رابطه با عدالت تأکید نکرده است بنابراین یکی از ضعف‌های مقاله فوق پراکندگی در ساختار تحقیق است که طاهری را مجبور به عجله در جمع‌بندی مقاله نموده است.
همان‌گونه که مشخص است هدف وی مقایسه دو متفکر با یکدیگر نبوده است بلکه وی جمعی از آرا را به‌صورت کلی و کوتاه به تقریر درآورده است.
بررسی تطبیقی مفهوم عدالت در شاهنامه (ایران باستان) و افلاطون (۱۳۹۲)، نویسندگان این مقاله هدف خود را روشن کردن تأثیرات فلسفه یونان بر ایران دانسته‌اند. افلاطون برای شروع بحث عدالت، فرد را اصالت می‌بخشد؛ و صفاتی که در فرد وجود دارند را بر شهر نیز تفویض می‌دهد. پ

مطلب مشابه :  منابع پایان نامه درموردسازمان ملل، حقوق ایران، آیین دادرسی، آرای داوری
دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید