روز سوم بازدید از حموم سولفور و گشت و گذار در شهر و بازدید از شهر سنگیو دیدار با مردم محلی ((عضو در سایت کوک سورفینگ)) گذشت.

 

صحبت کردن با مردم محلی هر منطقه رو با فرهنگ بومی، نگاه به دنیای دور و بر، خداوند، باید و نباید و عرف اون جامعه آشنا می کنه و به نظر من این چیزهاییه که انسان رو تشویق می کنه و من خیلی خوشحال از اون پسر 7 ساله ام در حال کشف فرهنگ جدیده.

دیدن و لمس فرهنگ دیگه و احترام به عقاید و باورها واسه من به شخصه خیلی مهمه، در سمبای سمبای بزرگ وقتی که پدر قدیم از مردم کنار گذاشت، کورو روی ناخن اون کوب شد، که در اون من بودم (در کلیسا) و در لذت بردن از آداب و رسوم مردم بودم به چشم خودم دیدم یه خانوم حدود 45 ساله در حالی که محلی محلی گرجی مثل قایقرانی (ایمرولی از غذاهای گرجی با این نون درست) با خود به کلیسا آورده بود پدر داد، تا خود رو با خوندن ادعیه و متفرقه به خود اونو تبرک کنه. چقدر این رسم آشناست. باز به پل صلح برگشتیم و از دیدن رودخانه زیبای کوری (کورا) لذت بردیم، رودی که از ارای زیبایی میاد، ارس در فرهنگ چند کشور نقش داره؟ همینطور کوه با شکوه آرارات، که هر بار به اون می اندیشم مو بر بدنم راست می شه.

 سفرنامه تفلیس

پله برقی متروی تفلیس

 

استفاده از متروهای شهر ایروان کشور ارمنستان و شهر تفلیس گرجستان رو به همه پیشنهاد می کنم، تجربه لذت بخشی هستش، مترو قدیمی و البته خیلی بیشتر زیر زمین. نزدیکی هسته زمین روز چهارم هم به دیدن منطقه متسختا رفتیم و کلی لذت بردیم.

چیزی که خیلی جالبه زبون گرجی بین حروفشون در بیشتر موارد، حرف صدا و نداشتن به هم چسبیده، واسه ما واژگان واژگان واژگان کمی سخت بود. مثلا این منطقه معروف Mtskheta، واسه من که عاشق کشف هستم این زبون، گفتار و متن خیلی جالب بود

 سفرنامه تفلیس

این ماشین جلوی ایستگاه مترو بود، برام جالب بود بشینم منتظر بشم تا دور زدنشو ببینم ولی نمیتونم ببینم

 

گرجستان واسه من خیلی تجربه لذت بخشی، خیلی مردم آروم و مهربانی داره، فرهنگ و غذای خوبی هم داره و واقعا کشور زندگی (به نظم). چار روز و پنج روز واسه دیدن زیبایی این کشور خیلی کمه، اگه شما بخواهید واقعا این کشور رو ببینین، غرق نمی شه اگه می گوئیم یه ماه هم کمه.

روز پنجم روز برگشت از گرجستان به طرف ترکیه دوست داشتنی بود، قصدمون این بود که بعد از خوردن صبحانه در هتل به طرف مرز با ترکیه بریم و بعد اونو در ایگدیر ترکیه بخریم تا بخوریم و بخوایم به اون بازگردیم. بعد از حرکت به طرف مرز ترکیه ساعت 9 صبح چهارشنبه شروع شد و واسه ساعت 14 مرز پوسوف رسیدیم، ما در راه کلی وایسادیم، واسه خرید گیاهان خوش طعم گرجی از کشاورزان لب جاده و گرفتن عکس یادگاری، تماشای طبیعت بکر و ….

قبل از خروج از مرز گرجستان (واله) و وارد شدن به خاک ترکیه (ترکگووز) از همسر جون خواستم که با سکها و اسنکاسای لاری مونده در ما دست ما رو تهیه کرد و ما رو تهیه کرد، ما کمی تهیه کرد که شامل سوسیس و نوشیدنی و مقدار زیادی خوراک شد، کل لاری هامون هم به 20 لاری رسید، من نزدیکیای شهر مرزی وال؟؟ رفتم واسه بنزین زدن و همسرجان و پسرم رو کنار خریداری کردم. به تموم دوستانی که هدف سفر به این کشور رو دارن، پیشنهاد می کنم حتما کشمش، گردو، عسل این کشور رو واسه سوغات امتحان کنین، هم قیمت خوبی هم داره و هم کیفیت خوب.

 سفرنامه تفلیس

 سفرنامه تفلیس

بساط عسل و گلابی از کشاورزان محلی

 

گلابی در انواع مختلف، قارچ، سیب و انواع و اقسام انگور) میوه ها اصلاح ژنتیکی شده ان و من به خود چیزی به شکل ارگانیک در مغازها و مغازه های دستی دیده نمی شه.

 سفرنامه تفلیس

کف روی بینی پل رود کورا

 

ساعت 14 حدودا به خاک ترکیه وارد شدیم و من متوجه شدم تا 3 تا 4 ساعت راه رو طی میکنم، اما دوست داشتم ناهار رو ببینم و لذت ببریم، بعد از دوراهی کارس و سوسوز به طرف دریا رفتم که به نظر خیلی از دوستان هم ون رفته ان و هم کارس، دریاچه کارس بهتره.

 سفرنامه تفلیس

دریاچه بکر کرس

 

نوشیدنی کنار دریاچه قشنگ و خالوت کارس صرف کردیم، با کمی سوسسی که ما از گرجستان خریدیم و یه کنسرو کیک مکزیکی و کمی ادویه که در صندوق عقب بود، غذای با عاشق ساخت و لذت بردیم.

دریاچه کار خیلی خلوت بود و به من حس دریاچه نئور (نزدیک خلخال) منتقل کرد، چیزی به من یادآوری نشده گفت: در خاک ترکیه، شما واقعا احساس غربت، مثل اینکه کشور خود (خیلی جالب بود و هر بار که به ترکیه سفر می کنم همین حس رو دارم، به امید روزهای بهتر واسه این کشور قشنگ.) یه ساعتی واسه غذا خوردن و استراحت کنار دریاچه ماطول شدیم و بعد به طرف آگدیر راه افتادیم. راه قشنگ و خالوت.

 سفرنامه تفلیس

چشمها در جادهای ترکیه با این مشخص شده ان

 

صبح ساعت 19 صبح به عقب رفت و یه هتل رفتیم هتل لطیف، قبلا هم تو همین هتل موندیم، 3 ستاره و در مرکز شهره و بعد از ورود به شهر تابلوش می بینیم. مثل 70 لییره با صبحانه، نسبت به قیمتش می ارزه، هتلش 10 سال ساخته شده، اما قابل قبول و تمیز. وای فای داره و صبحانه شامل موارد زیره: گوجه فرنگی تخم مرغ، شیرینی پزی و شیرینی پزی، پنیر، کره و چای (ریزه)

برعکس کشور ما که چای تولید داخلی زیاد مصرف نمی شه، مردم ترکیه علاقه وافری به خودشون چای، مخصوصا چای چای و این چای در تموم کافهای سطح شهر می تونید نوش جون (1 لییر) با اون کیک کمر باریک و نعلبکیای قرمز روی صندلی چوبی در حال نظاره شهر، کافه شبونه در ترکیه خیلی بابه و من خود لذت می برم.

 سفرنامه تفلیس

بناری در شهر ایغدیر به مناسبت روز عاشورا

 

ما در درون هتل رفتیم و گفتیم گشتی در شهر واسه خرید، ما شب شب عروسی امام حسین، چهارشنبه شب در ایگدیر بودیم، ایگادیر، که به دلیل نزدیکی اون با ایران و قبل از اون، دارای شيعيان بيشتره، ما رو اون شب حسین وسط میدون کراسون تهرانیم، عزاداری در شهر برقرار شد اما همه مغازه ها مثل مگروس و ال سی وییکیک و … باز بودن.

یه راست بریم به مغازه ال سی وییکی آیگدیر، که با فاصلهی نزدیک 600 متری هتل، یه مغازه آبمیوه فروشی بود که همونجا جلوی چشم شما با یه دستگاه پرس دستی آب میوه مورد نظر شما گرفته شده و به شما تقدیم می شه 5 لیره آناار ترش ترش و کمی گس، با نمک.به هتل بازگشتیم و همسر و پسرش از خستگی به عمق خواب رفتند، آناران رانندگی شدن، اما من به لابی رفتم و با مسئول هتل که بعد از بازگشت به هتل رفته بود، خوشحال بود، گپی بزنم. متأسفانه بعد از کودتای صنعت گردشگری تورکی در سال 2012 شاهد کاهش چشمگیر بود، اما پیش از اون، به دلیل خلع اسلحه و حملات پیک کا این صنعت در این کشور رو به نابودی رفته بود.

مسئول هتل که مرد خوش برخوردی بود از وضعیت جاری می نالید و براش آرزوی روزهای بهتر کردم، اما خودمم می دونم شاید به این زودیا این کشور روی خوشی رو نبینه، دلیلش هم ورود حزبی که اسلام گراست، است به بالا حکومته.

ترکیه نفت و گاز نداره، بیشتر اقتصادش روی گردشگری برنامه ریزی شده اما طبق گفته مسئول هتل امروز چندانه که بازار گردشگری داخلی ترکیه هم کم فروغ شده و به اون امیدی نیس.

ساعت 12 به اتاق برگشتیم و یه دوش آب گرم گرفتیم و خوابیدیم، صبح پنج شنبه بعد از صرف غذا در هتل به طرف ایران رفتیم، فاصله ایغدیر تا مرز ایران حدود 80 کیلومتره. در هنگام صرف صبحانه در هتل با صحنه آزار دهنده ای روبرو شدم و اونم برداشت آزوقه راه از میز سلف به وسیله هموطنان عزیز تر از جون، خیلی حرکت زشتی هستش، من خودم با هزینه کم مسافرت می کنم و رو راست عرض می کنم، توی کل این سفر 4 بار بیرون غذا رو صرف کردیم و بقیه رو با مواد غذایی کنسرو ویا مواد ابتدایی در محل خریداری شده تهیه می کردیم گذراندیم، ولی به خودم اجازه نمیدم که این کار بیریخت رو انجام بدم، فارغ از هر گونه زنده باد و مرده باد و هر دینی، خیلی زقت !!! این قانون باعث می شه که شما تموم دنیاست که حق برون بیرون ندارین، اما متأسفانه این به وسیله افرادی انجام می شه که هیچ گونه آشنایی با سیستم سیستمی ندارن و تذکر به اونا باعث بی احترامی شما می شه.

یه بار در آنتالیا، که به یه هموطن صمیمی و خیلی آروم و نزدیک گوش مبارکش گفتم این کار بده و بین باهات برخورد می کنن و شما سفیر فرهنگی ایرونی، ایشان فرمودند 1-به توچه 2- به اینایی که گفتی اعتقادی ندارم 3- به توچه

مطلب مشابه :  گرجستان -خاطرات

این حرکات ناشایست رو تو فرهنگمون، باید خودمون اصلاح کنیم، مثل شوخی و جوک درست کردن واسه گویشا و قومیت ایی که چندین ساله که جکی نمی شه یا کمتر می شه، پس شما در این مورد با فرهنگ بودیم. پس اینم می تونه درست شه و کار نشد نداره.

ساعت 10 صبح وارد مرز ایران شدیم و سربازان مرزی همه جا ماشین رو گشتند، همه کیفا و همه ساکا، من هم با لبخندی به کارشانون نگاه کردم. اینا امنیت دارن، اما چرا دستگاه پیشرفته ای ندارن؟ با دست و حس ششم کار می کردن و البته توکل به خدا.

از سربازان و مدرسان مرزی که خیلی مودب بودن پرسیدم چرا شما مجهز نیستین؟ مگه خبر ندارین دورتادور ایران ناامنیه؟ مگه چقدر هزینه می شه به پیشرفته ترین دستگاه مجهز به بشید؟ واسه امنیت یه کشور مجهزه؟ خلاصه کمی با هم گپ زدیم و منو به بخش ارزیاب گمرک هدایت شد. همسر و پسرمان از درب دیگه وارد شدن تا مهر وارد می شه و من تنها بودم و ماشین رو. با ماشین به طرف سفارشی رفتم، از دو مردانی که ایستاده بودن، دقیقا این جمله رو پرسیدم: شما رو آزمایش شما هستین؟

-فرمایش؟

باید چیکار کنم؟

-برو تو کار داری.

ماشین رو همون جا پارک کردم و احساس کردم این آقا یی خورده به مشکوکش از سوال پرسید، که ارزیاب شمایی !!!

خود رو دوباره به من گفت و گفت: شما مسیرت الان اینجا میروی و میروی

من هم زیاد متعجب شدم و فهمیدم که با چه بزرگواری همم، بهش گفتم شما تحصیلاتت چیه اینجا گذاشتی؟ یا از طرف حراست معرفی شده و پلها پیشرفت رو یه شبه طول کردی؟ انتظار ندارم این جواب رو بشنوه، نمیخواس کم بیاره، دوباره گفت حکایت می کنم. منم گفتم، تربیت در محیط خونواده، بوجود اومده و نباید از کسی انتظار داشت، از توئم انتظار نیس …

یه کم فکر کردم ببینه چی میگم و از حرکت چشمافه متوجه شدم که نفهمید، همکاراش هم که اونها رو دیدند و شاهد بودن، منو به اتاقی بردن و کارام انجام دادن، یکی دیگه آزمایش رو انتخاب کردن، با انجام کاری با احترام، از مسئولیت این دلیل این کار و این چکشی برخورد کردن همکارشون رو پرسیدم که گفت: این با بچه ها در تهران مشکل داره، پلاک شما دوخت، اینم دیده، اشاره ای که من در اون موقع که مرزداران در حال گرفتن ماشین بودن، پلاک بین المللی رو باز کردم و گذاشتم صندوق این باعث شده که عکاسی ببینه و باقی امجرا …

نمیدونم چه خاطره بدی از بچههای تهران داشتم که اونجا سر من خالی شد، اما در آخر واسه اینکه خودم زیاد مشغول به کار نباشم، بعد از خروج مرزی، من رفتم و گفتم همه مثل هم دوست عزیز اگه کسی برخورد بدی با شما داشته باشه ، شما نباید عصبانی شدن به همه، اونو یادآور شد و با هم یه چای خوردید و کلی هم خندید. چایى که در منزل غذا خوردید و واسه پرسنل دم میکردند منو برد تا خاطرات زمان سربازی ام 10 سال پیش به اون گفتند که چای بشارت و بعد از خوردن اون دیگه نمیتوانید دیگه چای بخورید. خلاصه ساعت 11 صبح پنجشنبه سفر ما تموم شد و ما به طرف تهران حرکت کردیم.

و اما هزینه سفر 7 روزه:

کل بنزین مصرفی 208 لیتر
بنزین خریداری شده در ایران: 157 لیتر
بنزین خریداری شده در گرجستان: 51 لیتر از هرلیتر 1530 تومان تقریبا
هزینه بنزین کل به تومان: 235 هزار تومان

کل هزینه هتلا 1 شب ایران (ماکو) – 3 شب گرجستان (تفلیس) و 1 شب ترکیه (ایغدیر): 434000 تومان
کل کیلومتر جریان در این سفر: 3500 کیلومتر
در این سفر 300 دلار و 120 لییره ترکیه و 371000 تومان خرج شده.

کل هزینه این سفر به تومان: 1590000 تومان که واسه یه سفر یه هفته ای مرزی واسه سه نفر قابل قبوله.

تفلیس شهر قشنگیه و حتما با استانبول قشنگ قابل مقایسه نیس، اما دیدن هر فرهنگی ارزش خودشو داره، یه جا خوندم که شما به جاهایی که سفر می کنین، اونجا جزئی از شما می شه. مفهومش این بود که نوشتم.

نگفته نمونه که به دلیل ناامنیای گذشته ترکیه، گردشگران ایرونی و غیر ایرونی این کشور رو در انتخابای خودشون قرار دادن و آینده روشنی واسه صنعت گردشگری این کشور میشه پیش بینی کرد.

توی تفلیس، تو هتل یکی از شبها خواب بودیم، صدای انفجار از نزدیکی مون شنیدیم، اما از این انفجارهای نورافشانی، صدا نزدیک بود، رفتیم ببینیم چه خبره؟ یکی از رسومی که برام جالب بود این بود که وقتی بچه گرایی در گرجستان به دنیا میاد، خونواده اش در بخشای مختلف جشن می گیرن و از این نورافشانیا می شن، مردم هم به طرف جشن میرن و پذیرایی می شن، خلاصه دنبال فایده های واسه شادی هستن. با شیرینی و نوشیدنی و آرزوی عمری بار بار واسه نوزاد تازه متولد شده، رسم زیباییست.

این رسم رو در باتومی هم دیده شد. به امید جایگزینی این رسم قشنگ به جا گرفتن جون یه حیوان، جلو کودک نوزاد.

چند نکته واسه کسائی که با شخصی شخصی به سفر خارجی سفر می کنن:

1-اصلا با خود قرص بی نسخه متخصص نابود می شه، یه برگ آمپلی فایر کد یا پرون می تونه سفر شما رو تلخ کنه.

2-شماره های سفارت ایران در کشور مقصد رو همیشه همراه با داشتن.

3 از سوار کردن غریبها لب مرز و .. دوری کنین، نه گفتن رو جدی گرفتن.

4-از جاهاي معتبر در ايران، دلار و ارز رو بدست آوريد و دريافت کنین كه اگه از فروش دست برييد و دلارها فاسد باشن، مشكلات زيادي به وجود مي آيند، ممكنه يكي از مهم ترين قيمتا رو خريداري کنین.

5-به فرهنگا و عقاید دیگه احترام بذارین، باور کنین تنها شیعه ایرونی به بهشت ​​نمی رن و بقیه به دوزخ.

6- پیش از سفر به هر کشوری، از فرهنگ اون کشور به راه های مختلف اطلاعات کسب کنین، شما نماینده ملت ایران هستین.

در آخر از همه دوستانی که زمان گذاشتند و این سفرنامه رو خونده ام، تشکر می کنم. اگه سوالی داشتید در خدمت بزرگواران هستم
“من اول واقعا نمیدانم دربارهی گرجستان چه فکر میکردم و علیرغم کم و بیش اطلاعاتی که از اون بدست آوردم، هیچ تصوری از اون نداشتم تا وقتی که سفر کردم و اگه بخوام روراست باشم باید بگم این کشور واقعا من تصورم رو تغییر داد “. این گفته ها از زبون گردشگریه که سفر به گرجستان و خاطرات و تجربیات خود رو به شکل سفرنامه طولانی با ما در بین قرار داده که اینجا بخشی از اونو می خوانند. با الی گشت همراه باشین:

مطالب در ارتباط:
5 دلیل واسه سفر به گرجستان

تجربه طعما در گرجستان
طبیعت گرجستان
سفرنامه من به گرجستان
قبل اینکه بخوام به گرجستان سفر کنم انگار به من الهام شده بود که این کشور جاییه که باید پیدا کنم پس تصمیم گرفتم سفرم رو شروع کنم. این کشور ترکیبی از همه چیزهاییه که من در نورانی بودم: مردم گرم و مهربون، طبیعت خیره کننده، فرهنگ بزرگ، تاریخ غنی، تفریح ​​و زندگی و شبونه و … سخته که می خوام همه این رو توضیح کنم، اما بهترین جمله ای که در مورد اون می میتونم بگم اینه که گرجستان ترکیبی از همه چیزه. این کشور در اروپا قرار داره اما با این حال قبل از سفر من انتظارات خیلی کمی از این کشور داشتم اما گرجستان من رو به یه سفر عمیق و طولانی دعوت کرد و به من یاد داد که چجوری از لطف طبیعت و اینکه چجوری مردم می تونن روی روح شما اثر بذارن

مردم گرجستان
سفری به انسانیت و مهربانی
گرجستان از نظر تکنیکی جز اروپا و باید به این دقت کنیم که مثل نگینی در بین آسیا و اروپا و جاییه که از سفر به اون پشیمون نمی شه. چیزایی که می خوان براساس تجربیات شخصی منه و حتی اگه امروز کسی از من پرسید که خیلی سخته “کدوم کشور بهتره که تاپواللو هر چی بود؟”، حتی بعد از سالا جواب من تغییر نکردهه و هنوزم میگن که گرجستان … کشوری که اثر زیادی رومو به عنوان یه توریست گذاشت.

زیبایی گرج؟؟ تون کشف کنین
گرجستان کشور زیباییه که از کوهای تنومند، رودخانها، دره ها و علفزارهای زیادی تشکیل شده. این کشور شگفت انگیز در مرکز منطقه Caucasus قرار گرفته و زیبایی طبیعی دست دست نخوردهه. گرجستان واسه پیاده روی، کوهنوردی و پیدا کردن آرامش بی مانند، بهترین جاه. همینطور این فرصت تکرار ناپیدا رو داشته باشین تا با همکاری نزدیکان محلی آشنا شید و با فرهنگ و غذاهای محلی آشنا شید. این کشور واسه هر قدمی از اهداف گردشگران، چیزی داره. عاشقان تاریخ می تونن از قلعه ناریکالا، کلیسای گرگتی تریتی و … دیدن کنن. افرادی که دنبالش میشوند می تونن خودشون رو در طبیعت ول کنن و پیاده روی، کوهنوردی، اسب سواری، پارا گلیدنینگ، غار نوردی، پیاده روی، صخره نوردی، شکار و … امتحان کنن. سعی کنین غذا گرجستانی رو امتحان کنین و همینطور چاشنی آشپز حرفه ای خود رو هم تجربه کنین و همینطور شب زنده داری زندگی در تفلیس رو تجربه کنین.
پاییز سال 89 بود که منوچهر متکی، وزیر خارجه وقت ایران، در دیداری با مثل گرجی خود، موافقت نامه تفاهم نامه ای رو واسه لغو روادید بین دو کشور ایران و گرجستان امضا کرد. گرجستان که چندین ساله با فرهنگ ایران و تاریخ چندین ساله داره، فرصتی واسه ایرانیانیه که به دنبال سفر و گشت و گذار و یا اقامت در خارج از کشور به غیر از خونه خود بودن.
در مقایسه با دو سال پیش، با پرس و جو کوتاه در تفلیس قلعه قرقیزستان، به حضور پررنگ ایرانیا میشه پی برد. چه گردشگریانی که در گروه های چندین نفره از اماکن دیدنی شهر بازدید می کنن و چه مغازها و شرکتای شمردن که در جای جای شهر با تابلوئی در زبون فارسی ظاهر می شن.

مطلب مشابه :  گرجستان نگین آسیای میانه

0:00 0:09:31
0:00
 لینک مستقیم
 باز كردن در پنجره جديد
سارا قاضی یکی از همین ایرانیانه. اون حدود یه ساله که در تفلیس زندگی می کنه و مجله ای به نام “آریاانا” اداره می کنه. اون به همراه خونواده خود هم در بخش تبلیغات و چاپ فعالیت می کنه.

سارا قاضی و مصطفی صدیقی از مجله فارسی زبون آریاییا
سارا قاضی و مصطفی صدیقی از مجله فارسی زبون آریاییا
سارا قاضی بر این باوره که واسه ایرانیانی که هدف خروج از کشور دارن، شاید بیشتر از زبون و فرهنگ و جغرافیا، این تسهیلات رفت وآمد و اقامت که اونا رو به گرجستان فرستادهه: سالیان ساله که مردم ایران به خاطر سختی ایی که در ایران هست، به دنبال پیدا کردن خونه واسه خود هستن. »

اون می افزاید: «در مقادیر مختلف وقتی این مهاجرت به چندین جای انجام شده. شاید سی سال پیش بیشترین مهاجرت به آمریکا بود. بعد از اون به اروپا بود. هر چه قدر شرایط واسه مهاجرات ایرانیان سخت تر شد، بازهای جدیدتری پیدا شدن. دبی مقصد بعدی بود. شرایط سخت شد، مالزی و ترکیه راه راه باز شد. و در آخر گرجستان با توجه به اینکه در دو سال گذشته سه روز شرایط ویزا آسون شده بود و ایرانیا می تونن به این کشور بیان و با ثبت شرکت، بتونن اقامت، مردم به گرجستان بازگردند. »

گيرگي لوبژانيدزه از جمله ايرانشناسان گرجيه كه با روابط ايران و ايراني زیاد نزديكه. اون در بیست سال گذشته سفرهای زیاد به ایران و با بعضی از ایرانیان ساکن تفلیس هم آشناست. گوریگی لوبژانیدژن، از حضور ایرانیان در گرجستان خرسنده و از گروهی از ایرانیان می گه که گرد هم بین و تلاش می کنن تا فرهنگ و ادبیات ایران رو با گرجیا همکاری کنن و از اونا و فرهنگشان بشنوند. برای مثال مجله آریانا تا کنون تلاش کردن تا بعضی از مراسم ایرونی مثل شب یلدا یا چهارشنبه سوری رو در تفلیس برگزار کنه یا شب شعر با حضور ایرانیان و گرجیا برگزار شه.

گیرگی لوبژانیدزه در تفلیس
گیرگی لوبژانیدزه در تفلیس
اما گيرگي لوبژانيدزه در عين حال خاطرنشان مي شه كه مشكلاتي از حضور ايرانيا هم هست: «مشكل اساسي من اينه كه يكي از کسایی كه از ايران مي آيند، رفتار خودشون در اون چيزي كه ما از فرهنگ ايراني نمي دانيم . بعضی از اوقات رفتارهای خود رو می گه که مردم گرجستان، ایرانیا رو از بینش بهتر نمی بینن. مثلا در هر هتل گرجی که بریم، بدیش اینه در اونجا نوشته شده به زبون فارسی به چشمتان می خورد که لطفا فضای کثیف نانید یا خراب کاری نکنین. »

در کنار این صحبتا در تفلیس می شنویم که صدا ایرونی در گرجستان ثبت کردن که تعداد کمی از اونا فعال هستن. در سالهای گذشته، روند عادی در گرجستان اینچنین شده که خارجیا با ورود به این کشور و ثبت یه شرکت و بازکردن حساب بانکی می تونن مجوز اقامت در این کشور کسب کنن. اما این روزها حضور ایرانا در گرجستان با مشکلات هم روبه رو شده.

در ماه های گذشته بعضی از اخبار نشون دهنده اون بود که دولت تازه گرجستان، بعد از روی کار اومدن، ممکنه موضوع لغو روادید رو بررسی می کنن. با اینکه این تنها منحصر به ایران نیس. چون که دولت گرجستان دلیل می کنه که خیلی از توافقنامه ایی که دولت خلیج ساکاشویلی با کشورهای مختلف امضا کرده یکجانبهه و تسهیلاتی واسه استبداد گرجستان نداره. اما بعضی گزارشا نشون دهنده اینه که در بعضی از هفته ها بعضی از ایرانیا واسه رسیدن به اجازه اقامت در گرجستان مشکلی نداشته ان.

یه فعال اقتصادی در مورد این می گه: “اگه کسی تو یه کشور فعالیت اقتصادی داشته باشه، از نظر گردش کار نباید کمه کم واسه مدت مشخصی مشکل باشه. من قرار بود حدود دو ماه قبل کارت اقامت دریافت کنم. مشکلی هم نداشت وقتی که به دفتر مربوطه مراجعه کردم، به من آخرین لحظه گفتند قادر به اقامت شما نیستیم. البته این وقتی بود که بمبگذاری در بوستون رخ داد و بعد کمی پرس و جو از اطرافیان متوجه شدم سختگیری واسه ایرانیان در کاره چون که آمریکا از دولت گرجستان خواست که کاهش یا ترک اقامت ایرانیان رو انجام دهد. » حال بی دریافت اجازه اقامت، این فعال اقتصادی باید هر 45 روز یه بار، واسه تمدید زمان سکونت خود در گرجستان، از کشور خارج شه.

گرجستان در چند فریم
گالری عکس:
گرجستان در چند فریم
در همین حال روز جمعه 31 خرداد تئا تسولوکیانی وزیر دادگستری گرجستان از ضبط شدن حدود 150 حساب بانکی ایرانیا خبر داد. گجتی که این مقام ارشد در گرجستان می گه، در مورد تحریمای شورای امنیت سازمان ملل متحد انجام شده.

Tymorouz Antalya، director of the International Law Division at the Ministry of Justice of Georgia on the news of the seizure of Iranian bank accounts says that this new issue is not necessary.این روند واسه رعایت تحریمای سازمان ملل در طول سالای گذشته وجود داشته.

Timoorouz of Antalya، who also heads the group to review the implementation of UN sanctions، reminds at the same time in a talk with Radio Farda: “Our monitoring methodology is a case study based on individuals or legal entities and groups that are subject to United Nations sanctions بر اونا اعمال شده و شامل گروه بزرگتر ایرانیای ساکن گرجستان نمی شه. بدین معنی که واسه حضور رد گرجستان، دلیل بر نقض تخلف نیس. گرچه مردم بیشتر در این مورد فهمیده ان، حدس و گمانه زنی دراینجا کم میشه. »

البته، ایرانیهای مهاجری گرجستان ممکنه نظر دیگری در این مورد داشته باشن و اونا رو از تغییرات تازه پابرجا بگذرانند. تحریمای بین المللی علیه ایران، به دلیل برنامه هسته ای اون تنها به شورای امنیتی پایان نمی یابد، و توقیهای یکجانبه هم از طرف آمریکا یا اتحادیه اروپا بر تهران اعمال شده که در بعضی از خصوصیات از جمله بانکای بعضی کشورها، نتایج اون محسوسه

این روزها در تفلسیس شنیده می شه که بعضی از بانکا واسه افتتاح حساب، از ایرانیا مبلغ 50 هزار لاری، برابر 30 هزار دلاری سپرده می خوان. مبلغی که سارا قاضی در تفلیس می گه آماده کردن اون کار هیچکی نیس: «عادیانی که با سرمایه ای که واسه خود جمع می کنن و دنبال اون خونه هستن، با خونواده و بچه هاشون با هزاران امید و آرزو می تونن آیند، واسه این افراد واقعا سخت می شه. اما گروه یا افراد خاصی که این مبالغ برایشان مبالغی ندارن، خیلی راحت ادامه می دن، به همون پینتی که تا به حال، سرمایه گذاری می کنن، حساب بانکی باز می کنن، و هر کاری که تا به حال، به همون صورت ادامه می دن. »

باید این روند رو به کجا برساند. بازم گرجستان هستش امن واسه فعالیتای اقتصادی ایرانیان، یا اینکه اونا در جستجوی کشور تازه ای واسه شروع زندگی تازه خواهند بود.

کشوری در قفقار جنوبی که از شرق با آذربایجان، از جنوب با ارمنستان و ترکیه و از شمال با روسیه هم مرزه و از غرب به دریای سیاه خاتم می شه. در خط اتصال اروپای شرقی و غرب آسیا واقع شده و پایتخت اون شهر تفلیسه. زمینی قشنگ که فرهنگی نزدیک به ایرانه.

شهریور 1390

روزنامه ای ورق زدم. در یکی از صفحات بین اون نوشته شده: “ویزای گرجستان ورداشته شد و از این به بعد پاسپورت ایرونی می تونه بی ویزا وارد این کشور شه.”

با دوستم علی تماس گرفتم و موضوع رو به اون آگاهی دادم و با استقبال اون روبه رو شدم. چند روز بعد تصمیم گرفتیم یه هفته سفر به گرجستان برنامه ریزی کنیم. اول قرار بود که دو نفری بریم اما سه نفر از دوستان ما با ما اومدن و ما 5 نفر هستیم.

دسته بندی : اخبار