دانلود پایان نامه

مسائل و مشکلات در کار او دخالت کند. شخص فرد سالار تصور می کند، در انجام یک کار دیگران ممکن است ذهنیات خود را به او القا کنند. رؤسای فرد سالار، غالباً انتظار دارند که وظایف بدون عذر و بهانه و بی کم و کاست انجام شود(استرنبرگ،۱۳۸۱). همچنین افراد تک سالار اکثراً تک محور بوده و اغلب در پی حل مسائل خود بوده و با سرعت موانع را پشت سر گذاشته و به پیش می تازند. آنها می توانند تعیین کننده و بعضاً سرنوشت ساز باشند. آنها مایلند کار دیگری به جز آنچه به آنها گفته می شود، انجام دهند و هنگامی که تصور می شود، در حال گوش کردن به صحبتهای معلم هستند، احتمالاً فکرشان جای دیگر است.مثلاً دانش آموزی که علی رغم علاقه اش به درس علوم از آن نمره متوسط می گرفت، زیرا او به ورزش علاقه زیادی داشت و ورزش محور ذهن او بوده است و اینویژگی افراد خودرأی است که ممکن است علاقه مندیهایش تغییر نماید ولی خودرأیی و تک محور بودن آنها معمولاً تغییر نمی کند؛ در آموزش و پرورش معلمان می توانند به نتایج بهتری با دانش آموزان خودرأی برسند اگر بتوانند متوجه شوند که آنها نسبت به چه چیزی دچار خودرأیی شده اند. گاهی اوقات وقتی معلم یا والدین کاری را به آنها محول می کنند که با ویژگی فرد سالاری آنها مطابقت دارد، به خوبی از پس آن کار بر می آیند و در این راستا علاقه شان بهترین کمک به آنها است. فرضاً، اگر به کودکی که علاقه زیادی به ورزش دارد ولی به مطالعه رغبتی نشان نمی دهد، مطالب ورزشی ارائه گردد، علاقه به مطالعه در او تقویت می شود. به کودکی که آشپزی را دوست دارد، ولی به ریاضی علاقه ای ندارد، می توان مسائل ریاضی را در ارتباط با دستورات آشپزی به او ارائه داد. با بهره گرفتن از این شیوه ها کودک به چیزهایی که قبلاً توجهی نداشت، علاقه مند می گردد(استرنبرگ،۱۳۸۱). این افراد تمایل دارند در یک زمان به انجام یک کار بپردازند و تقریباً همه انرژی و قوای خود را به آن اختصاص می دهند( امامی پور وسیف،۱۳۸۲).
۲-۲-۳-۲-۲- مرتبه سالاری
فرد مرتبه سالار، هدفها را به صورت سلسله مراتب تنظیم می کند و نیاز به اولویت بندی هدفها را درک می کند. چون همیشه تمامی هدفها تحقق پیدا نمی کنند، یا لااقل به یک اندازه تحقق نمی یابند. فرد مرتبه سالار در مقایسه با شخصفرد سالار، بیشتر پیچیدگی ها را می پذیرد و نیاز به بررسی همه جانبه مسائل را تشخیص می دهد، به طوری که به دقت اولویت ها را مشخص می سازد. افراد مرتبه سالار مایلند خودشان را با سازمانها وفق دهند، چون نیاز به اولویت ها را احساس و درک می کنند. با این حال چنانچه اولویت های آنان با اولویت های سازمان مربوط تفاوت داشته باشد، دچار مشکل می شوند. آنها مایلند کارشان را مطابق میل خودشان سازماندهی کنند، نه بر اساس اولویت های سازمانشان بنابراین آنها تنظیم کننده اولویت ها هستند و بر همین اساس منابع و امکانات خود را به طور دقیقی توزیع می نمایند. آنها مایلند در حل مسائل و مشکلاتشان به طور سازمان یافته و سیستمی عمل نمایند و احتمالاً برخورداری از این ویژگی یکی از دلایل بسیار مهم حضور توانمند آنها در مدارس و سازمانهای دیگر است. فراگیران درسهای متعددی را می خوانند و باید بتوانند آنها را بر حسب وقت و هزینه های خود اولویت بندی نمایند. دانش آموزان مرتبه سالار این حسن را دارند که بتوانند یک برنامه سیستمی برای خود طراحی نمایند که بر حسب اولویت های درسی خود به آنها پرداخته ودر موقع مورد نظر آنها را به انجام برسانند. آنها اغلب با مشورت معلمان خود برنامه درسی خود را بر حسب تفاوتهای بین دروس و اهمیت بیشتر و کمتر آنها اولویت بندی کرده، به مطالعه آنها می پردازند؛ همچنین این افراد در رابطه با بخشهای مختلف یک سلسله مسایل آنچنان متمرکز می شوند که انگار قدرت هر گونه تصمیم گیری از آنها سلب شده است. این درست است که یک فرد باید وقت کافی برای تنظیم اولویت های خود قائل باشد ولی اجرای مناسب و کامل آنها نیز وظیفه آسانی نیست (استرنبرگ،۱۳۸۱). این افراد تمایل دارند در یک زمان کارهای زیادی انجام دهد و برای آنچه انجام می دهد و چگونگی و موقعیت آن و نحوه تخصیص انرژی و منابع آن، اولویت بندی می کنند(امامی پور و سیف،۱۳۸۲).
۲-۲-۳-۲-۳- دسته سالاری
افراد دسته سالار بیشترتحت تأثیر اهدافی می باشند که درک یکسانی از اهمیت آنها دارند. آنها در تصمیم گیریهای خود با این مشکل مواجه هستند که به کدام یک از هدفها باید اولویت بیشتری قائل شد. به همین دلیل در تخصیص منابع نیز دچار مشکل می شوند. آنها ممکن است توانایی انجام عالی یک کاری را داشته باشند ولی این توانایی در رابطه با تخصیص مناسب منابع صدق نمی کند. ممکن است لازم باشد راهنمایی هایی را در رابطه با تنظیم اولویت ها به آنها ارائه نمود هرچند در جایی هم که زمان و منابع کافی برای انجام همه کارها دارند ممکن است دسته سالار بودن آنها مانع تنظیم مناسب اولویت ها باشد ولی در زمانی که موضوع تخصیص منابع مطرح است راهنمایی مستقیم به آنها یا هر گونه همیاری می تواند اثر فوق العاده ای در کار آنها داشته باشد. به یک عبارتی می توان گفت در واقع یک شخص دسته سالار یک فرد بینابینی است از یک فرد مرتبه سالار و یک شخص فرد سالار. زیرا به مانند یک فرد تک محور ذاتاً در پی تنظیم اولویت هایش نیست و به مانند یک شخص مرتبه سالار دوست دارد در یک لحظه کارهای متعددی را انجام بدهد. در واقع وقتی محدودیت منابع وجود نداشته باشد یک شخص دسته سالار از یک فرد مرتبه سالار قابل تشخیص نیست. بعضی از دانشجویان یا کارکنان دسته سالارمتحمل زیانهای متعددی می گردند زیرا تقاضاهای متعدد و هم ارزشی را در یک زمان مطرح می کنند؛ به طور مثال اگر آنها طرح ها یا پروژه های متعدد کوتاه مدت و بلند مدتی را دارند، ممکن است وقت خود را بیشتر روی یک طرح قرار داده و طرح دیگر را کاملاً فراموش نمایند. یک فرد دسته سالار ممکن است توانایی انعطاف بیشتر در ایجاد و تفسیر اولویت های کارهای خود را داشته باشد ولی در یک لحظه خاص ممکن است مغلوب نظر خود گشته به آن چیزی که در آن لحظه به نظرش فوری می رسد بپردازد و بهای سنگینی را برای آن چیزی که فراموش کرده پرداخت نماید(استرنبرگ،۱۳۸۱).
آنها غالباً در مورد هدفهایی که از اهمیت یکسانی برخوردار هستند، احساس می کنند که از نظر زمانی و سایر منابع تحت فشار قرار دارند. اغلب مطمئن نیستند که چه کاری را در ابتدا باید شروع کنند یا چه زمانی را صرف یک کار کنند. البته در هر حال تا حدودی اولویت های سازمان، آنان را در کارشان هدایت می کند(استرنبرگ،۱۳۸۱). این افراد تمایل دارند در یک زمان کارهای زیادی را انجام دهد اما در اولویت بندی کارها دچار مشکل هستند(امامی پور و سیف،۱۳۸۲).
۲-۲-۳-۲-۴- ناسالاری

 

مطلب مشابه :  مقاله رایگان درباره طبقات اجتماعی

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  ۷۷u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

افراد ناسالار اغلب تحت تأثیر و تحریک مجموعه زیادی از اهداف و نیازها قرار می گیرند، که معمولاً تشخیص آن برای دیگران و خودشان مشکل است. آنها تمایل به بی نظمی دارند و اغلب سیستم موجود را نمی پذیرند و آن را مورد سؤال قرار می دهند، گاهی با دلایل قابل قبول و منطقی و گاهی نیز بدون دلیل روشن. به همین دلیل چنین افرادی در اکثر سازمانها با اقبال و استقبال زیاد مواجه نمی شوند.در مدارس هم دانش آموزان ناسالار اغلب به خاطر برخوردها و رفتارهای مغایر شئون اجتماعی خود در خطر بوده و نمی توانند با مدارس همسو شوند و در نتیجه از مدرسه جدا می شوند، چه به طور فیزیکی و یا به طور روانی. حتی وقتی که در مدرسه هستند و جزئی از مدرسه باقی می مانند، باعث اخلال می گردند. آنها اغلب دانش آموزانی را شامل می شوند که همیشه با معلم سر و کله می زنند آن هم نه به دلایل اصولی و منطقی بلکه صرفاً برای سر به سر گذاشتن با معلمان و سایر مسئولان مدرسه. ودر موضع یک مسئول هم معمولاً عملکرد موفقی ندارند، زیرا در رابطه با مسئولیت ها و ثبات نگهداری سیستم خودشان هم برخورد بهتری از آنچه درباره سیستم های دیگر دارند، ندارند. علاوه بر این، افراد ناسالار مایلند که با مسائل بدون هدف و تصادفی برخورد نمایند. شخص ناسالار مایل است همه جا باشد و از این که بخواهد یک خط مستقیمی را دنبال بکند دچار مشکل می شود، در مقابل شخص مرتبه سالار انتظار دارد که حداقل نظم و ترتیب رعایت گردد. افراد ناسالار مایلند که همه چیز را آسان بگیرند و برایشان اولویتی مطرح نیست و اولویت بندی امری مشکل به نظرشان می آید، زیرا هیچ هدف یا اصول پایداری که کارهایشان را بر آن اساس اولویت بندی نمایند، ندارند. شخص ناسالار هم به نظر می رسد، از طریق تنوع نیازها و هدف هایی که طبقه بندی اولویت های آن مشکل است، برانگیخته شوند. افراد ناسالار یا هرج و مرج طلب مسائل را به صورت یک امر تصادفی در نظر می گیرند. آنها از سیستم ها به طور جدی دوری می گزینند، و با آنچه سیستم ها ارائه می دهند، مقابله می کنند. آنها فقط محدوده کار خود را در نظر می گیرند. افراد ناسالار، در انطباق با محیط کلاس و کار با مشکل مواجه می شوند، به خصوص اگر محیط جدی و منظم باشد. خلاقیت این افراد ممکن است نسبت به دیگران بیشتر باشد، زیرا این افراد از هر موضوعی جزئیاتی را در نظر می گیرند و غالباً اجزاء متنوع و اطلاعات و عقاید را به شیوه ای خلاق در کنار هم قرار می دهند. آنها به حیطه وسیعی از آن چیزی که مورد توجهشان است نظر دارند و این امر سبب می شود که راه حل هایی را برای مسائل پیدا کنند، که به نظر دیگران نمی رسد. مشکلی که برای معلم، والدین، یا رئیس یک اداره در ارتباط با این افراد وجود دارد، کمک به کنترل این ظرفیت خلاق و ایجاد خودنظمی در این افراد است. شخص ناسالار در سازمانی که به انواع مشارکتهای خلاق نیازمند است، در صورت کنترل این عامل می تواند در حیطه هایی که دیگران با شکست مواجه شده اند، موفقیت کسب کند(استرنبرگ،۱۳۸۱). این افراد، تمایل دارند روش های تصادفی را برای حل مسائل به کار گیرند، از نظامها، قواعد و دستورالعمل ها و به طور کلی از هر نوع محدودیتی بیزار هستند(امامی پور و سیف،۱۳۸۲).
۲-۲-۳-۳- سطوح سبک تفکر
سطوح نظریه خودگردانی ذهنی به دو دسته کلی نگر و جزئی نگرتقسیم می شوند.
۲-۲-۳-۳-۱-کلّی نگر
افراد کلی نگر ترجیح می دهند مسائل را در حد بسیار وسیع و انتزاعی مورد بررسی قرار دهند و با موضوعات جامعی سر و کار داشته باشند.
۲-۲-۳-۳-۲- جزئی نگر
افراد جزئی نگر روی جزئیات مسائل تأکید دارند(استرنبرگ،۱۳۸۱). تمایل دارند به جزئیات و نمونه های عینی و خاص درگیر باشند( امامی پور و سیف،۱۳۸۲).
۲-۲-۳-۴- حیطه های سبک تفکر
حیطه های نظریه خودگردانی ذهنی به دو دسته درون نگری و برون نگری تقسیم می شوند.
۲-۲-۳-۴-۱- درون نگری

افراد درون نگر با امور درونی سر و کار دارند. می توان گفت آنها افرادی هستند که به درون توجه می کنند. آنها به درون نگری، وظیفه مداری، کناره گیری، از دیگران و گهگاه ناآگاهی اجتماعی گرایش دارند. آنها مایلند که به تنهایی کار کنند و برتری آنان ضرورتاً استفاده از هوش در مورد اشیاء و عقاید، جدای از دیگران است(استرنبرگ،۱۳۸۱). بدین ترتیب می توان گفت که درون گرا کسی است که تمایل دارد با خود باشد و به نظر می رسد که درون گرا، نسبت به افکار انتزاعی ونسبت به هیجانها، خیلی حساسیت دارد(گنجی،۱۳۸۹).
۲-۲-۳-۴-۲- برون نگری
افراد برون نگر بیشتر به محیط بیرون گرایش دارند و مردم دار هستند. غالباً دارای حساسیت اجتماعی هستند و از آنچه برای دیگران اتفاق می افتد، آگاهی دارند. آنها تا جایی که ممکن است دوست دارند با دیگران کار کنند. در زمینه تعلیم و تربیت اینکه بپرسیم کدام یک بهتر است، ریشه در درک اشتباه اساسی تعامل بین سبک های تفکر و تجربیات یادگیری دارد. برای مثال در سالهای اخیر تأکید زیادی بر یادگیری مشارکتی بوده است، بدین معنا که بچه ها در یادگیری گروهی با هم تعامل دارند. این نظریه مبتنی بر این فرض است که افراد در گروه های کوچک بهتر از حالات انفرادی یاد می گیرند. از نظر تئوری خودگردانی ذهنی و با توجه به یادگیری مشارکتی، این پرسش که آیا کودکان به طور فردی بهتر یاد می گیرند یا به صورت گروهی، سؤال درستی نیست و به نظر می رسد به درستی درک نشده است. افراد برون نگر چون ترجیح می دهند به صورت گروهی کار کنند، احتمالاً وقتی با یکدیگر کار می کنند، بهتر یاد می گیرند. و افراد درون نگر چون ترجیح می دهند به تنهایی کار کنند، ممکن است در فعالیتهای گروهی دچار اضطراب شوند. البته این بدان معنا نیست که بگوییم افراد درون نگر به هیچ وجه نباید کار گروهی انجام دهند، یا افراد برون نگر نباید به تنهایی به فعالیت بپردازند. آنچه مسلم است، این است که افراد باید بیاموزند که در موقعیت های مختلف یادگیری، انعطاف پذیری بیشتری داشته باشند. دیدگاه مثبتی بر سبکهای تفکر بر این امر دلالت دارد که معلمان نیز مانند دانش آموزان باید در رویکرد خود نسبت به فرایند یاددهی-یادگیری انعطاف بیشتری نشان دهند. معلمان باید شرایطی را فراهم آورند، تا در اوقات فراغت و تدریس، دانش آموزان هم احساس آرامش کنند و هم با یکدیگر چالش داشته باشند. همیشه شرایط طوری است که فعالیت های انتخاب شده برای بعضی ها مفید و برای بعضی دیگر مضر است(استرنبرگ،۱۳۸۱). برون گرا تمایل دارد به دیگران، رویدادها و اشیاء نزدیک شود. رغبتهای او معمولاً در جهت روابط اجتماعی است. تنهایی برای او دشوار و خسته کننده است. او دوست دارد مسائل مردم را حل کند و در عوض، دیگران هم به او احترام بگذارند(گنجی،۱۳۸۹).
۲-۲-۳-۵- گرایشهای سبک تفکّر
گرایشهای نظریه خودگردانی ذهنی به دو دسته آزاد اندیش و محافظه کارتقسیم می شوند.
۲-۲-۳-۵-۱- آزاد اندیش
افراد آزاداندیش دوست دارند فراتر از قوانین و برنامه های موجود فکر کنند و به دنبال حداکثر تغییر هستند، و موقعیتهایی را که پیچیده و مبهم است، دنبال می کنند. زیرا عموماً این افراد خیلی زود از انجام کار خسته می شوند. این افراد دوست دارند پیشرو باشند و فراتر از مراتب و مقررات موجود در جستجوی حداکثر تغییر و تحول قدم بردارند، آنها ترجیح می دهند در زندگی و در کارشان حدودی از مسائل و موارد جدید و نا آشنا وجود داشته باشد.
۲-۲-۳-۵-۲- محافظه کار
افراد محافظه کار دوست دارند به قوانین و برنامه های موجود وفادار بمانند و به دنبال حداقل تغییر هستند. تا آنجائیکه ممکن است از برخورد با موقعیت های ناشناخته اجتناب می ورزند، و به موقعیت های آشنا در کار و زندگی خود تمایل دارند. این گونه افراد از محیط سازمان یافته و قابل پیش بینی راضی هستند. وقتی چنین ساختاری وجود نداشته باشد برای ایجاد آن تلاش می کنند(استرنبرگ،۱۳۸۱).
شکل ۲-۲- طرح نظری نظریه خودگردانی ذهنی
۲-۲-۴- عوامل مؤثر در شکل گیری سبکهای تفکّر
۲-۲-۴-۱- فرهنگ
فرهنگ، از جمله متغیرهایی است که

دسته بندی : اخبار

دیدگاهتان را بنویسید