دانلود پایان نامه

به ضریح ها و دربهای اماکن مقدسه ، حرمها و امامزاده ها.
– شمع روشن کردن در زیارت گاها و روی قبور سادات و علما و دیگر اموات .
– آب و جاروکردن در خانه برای تشریف فرمایی حضرت خضر .

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  ۴۰y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

– خواندن خطبه عقد در ایام قمر در عقرب .
– ساییدن قند بالای سر عروس و داماد.
– آب ریختن بر بدن گربه باعث در آوردن دانه های پوستی می شود.
– بر هم زدن قیچی باعث جنگ و دعوا بین افراد خانواده می شود.»( شاکر اردکانی،۱۳۹۰،۷۴)
صبر در هنگام عطسه:
«یکی ازخرافاتی که بین مردم شایع است صبر نمودن و توقف از حرکت درهنگام عطسه است.در حالی که این کار هیچ گونه سند روایی یا عقلی ندارد.البته بد نیست بدانیم درهنگام عطسه کردن مستحب است انسان بگوید«الحمد الله رب العالمین و صلی الله علی محمد و اهل بیته.»(کلینی۱۳۸۸ ،۴/۴۷۰)
تفاوت بین فرزند پسر و دختر:
«یکی ازخرافات زمان جاهلیت، شوم دانستن فرزند دختر و زنده به گور نمودن دختران بود که متأسفانه گاهی آثار این تفکر جاهلی، هنوز در چهره برخی افراد نادان دیده می شود به طوری که بین فرزند پسر و دختر فرق می گذارند و حتی با دیدن فرزند دختر چهره در هم می کشند، در صورتی که این کار درحقیقت، چهره درهم کشیدن درمقابل الوهیت و خالقیت پروردگار است که گناهی بزرگ و کفرآمیز و حالتی احمقانه و برنامه ای به دور از منطق و حکمت است. خداوند متعال درقرآن کریم می فرماید: « لِّلَّهِ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ یخَْلُقُ مَا یَشَاءُ یهََبُ لِمَن یَشَاءُ إِنَثًا وَ یَهَبُ لِمَن یَشَاءُ الذُّکُورَ(۴۹)أَوْ یُزَوِّجُهُمْ ذُکْرَانًا وَ إِنَثًا وَ یجَْعَلُ مَن یَشَاءُ عَقِیمًا إِنَّهُ عَلِیمٌ قَدِیرٌ(۵۰)= تنها خدا راست ملک آسمانها و زمین، هر چه بخواهد مى‏آفریند، به هر که خواهد فرزندان اناث (دختر) و به هر که خواهد فرزندان ذکور (پسر) عطا مى‏کند. (۴۹)یا در یک رحم فرزندان پسر و دختر قرار مى‏دهد، و هر که را خواهد عقیم (نازا) مى‏گرداند، که او (به صلاح خلق) دانا و (به هر چه خواهد) تواناست. (۵۰) (شوری/ ۵۰-۴۹)
بنابراین بنده واقعی کسی است که تسلیم مقدرات الهی باشد و بداند که خدا هر چه بخواهد به مصلحت دنیا وآخرت بندگان است. لذا باید نسبت به حکمت و اراده خدای خویش تسلیم باشد و دختر یا پسر بودن فرزند برایش فرقی نداشته باشد و حتی اگر خدا به او فرزندی نداد ناسپاسی نکند بلکه همیشه راضی به رضای پروردگار خود باشد.البته دعا کردن ودرخواست فرزنداز درگاه خدا مانعی ندارد بلکه آنچه اشکال دارد ایراد گرفتن به مصالح الهی و گفتن سخنان کفرآمیز است که انسان را ازرحمت خدا دور می نماید.» ( سبزی،۱۳۸۸،۴۱۶)
البته هنوز درجامعه امروزی بیشتر درمیان اقوام لر هنگام تولد پسر عقیقه می کنند و خیلی ابراز شادی و شادمانی در میان اقوام پدر وجود داردکه درهنگام تولد دخترخبری ازشادی که نیست هیچ، بلکه از عقیقه نیز خبری نیست.

۲-۷- رابطه ی تحریف و بدعت:
با توجه به ارتباط بین تحریف و بدعت،لازم است در این قسمت به بحث تحریف پرداخته شود:
معنای تحریف:
«تحریف در لغت از ماده حرف به معنای طرف، گوشه، یا جانب آمده وتحریف الشیء به معنای عدول ازمواضع اصلی خودش به طرفی یا جانبی دیگر است.»(مصطفوی،۱۳۸۹،۲/۱۹۷)
۱٫ درمعنای تحریف برخی گفته اند: «تحریف آن است که کلام به صورتی قرار داده شود که بتوان آن را دو گونه یا چند گونه معنی کرد.»(راغب اصفهانی ، ۱۴۰۴ق، ۱۱۴)
۲٫ برخی دیگرگفته اند: «تحریف آن است که کلمه را از معنای خودش، تغییر بدهیم. یعنی شبیه سازی کنیم.»(فراهیدی،۱۴۱۴ق،۱۷۲)
چنان که می گویند یهودی ها تورات و معانی آن را با کلمات مشابه تحریف نمودند.

۲-۸- انواع تحریف:
۲-۸-۱- تحریف لفظ:
یعنی لفظ همان لفظ است، ولی معنای آن را به گونه ای تغییر می دهند. که خلاف مفهوم واقعی آن باشد.
تحریف درغیر دین نیز اقسامی دارد که به عنوان مثال می توان به تحریف در تاریخ، وقایع نگاری و شخصیّت ها و… اشاره کرد.
«تحریف گاهی در دین وکتابهای الهی است وگاهی در غیرآن، تحریف در دین هم گاهی لفظی است یعنی لفظی را بردارند و جای آن لفظ دیگری قرار دهند گاهی معنوی است.»(مکارم شیرازی،۱۱,۱۳۷۰/۲۸)
۲-۸-۲- تحریف معنوی:
«به دلایل و محتوای کلام که علماء اسلام آن را تفسیر برأی می‌نامند و معمولاًدرتفسیر قرآن و روایات به چشم می‌خورد. به عبارت دیگر، می‌توان آن را تحریف معنوی نامید. وآن به این معناست که تحلیل نادرست یا تفسیر و تأویل بر غیر وجه صحیحش و نتیجه نادرست گرفتن که مقصود متکلم نباشد، را تحریف معنوی می‌نامند. علت افتراق و پراکندگی مسلمانان بعد از پیامبر- صلی الله علیه و آله و سلم- تحریف معنوی قرآن بوده و هرکس بر اساس ایده و گرایش و خواسته‌های نفسانی خویش قرآن را تفسیر نموده است. که در اصل مقارن بدعت بوده است. در واقع این گونه تحریف را تحریف قرآن نمی گویند، بلکه تحریف تفسیر قرآن می دانند و این یعنی مفسر به الفاظ قرآن دستبرد نمی زند و فقط تفسیر نادرست می کند.» (مکارم شیرازی،۱۱,۱۳۷۰/۳۰)
۲-۸-۳- تحریف به معنای زیادکردن:
«تحریف به معنای اضافه نمودن مطلبی به مطالب گذشته است و این در قرآن اتفاق نیفتاده است و تمام علمای شیعه و سنی به این قول اتفاق نظر دارند.»(طاهری خرم آبادی، ۱۳۸۹، ۳۰۵)
۲-۸-۴- تحریف به معنای کم کردن:
طبق آیه: « إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُون »=قرآن را نازل کردیم. و ما بطورقطع نگهدارآنیم!. (۹ / حجر) و هم چنین آیه: «لا یَأْتِیهِ الْبَاطِلُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَلا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِیلٌ مِنْ حَکِیمٍ حَمِیدٍ»=این کتابی است قطعاً شکست ناپذیر، که هیچ گونه باطلی نه از پیش رو، ونه ازپشت سر به سراغ آن نمی‌آید چراکه ازسوی خداوند حکیم و شایسته ستایش نازل شده است.(۴۲/ فصلت )
«این نشان دهنده آن است که در قرآن تحریف به معنای کم کردن اتفاق نیفتاده است.» (مکارم شیرازی،۱۱,۱۳۷۰/۴۷)
۲-۸-۵- تحریف به معنای تبدیل کردن:
«تبدیل نمودن به این معناست که کلمه‌ای از قرآن را به کلمه مترادف یا متضاد تبدیل نمائیم و این نوع تحریف را برخی مخالف با اعجاز لفظی قرآن می‌دانند .درقرآن تحریف لفظی صورت نگرفته ولی تحریف معنوی و تفسیربه رأی بعد از پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ تاکنون براساس گرایش اعتقادی افراد صورت گرفته است.»(معرفت ، ۱۳۸۲، ۱۶)
چنان که تحریف درآیه شریفه ذیل به همین معنا آمده است:« مِّنَ الَّذِینَ هَادُواْ یحَرِّفُونَ الْکلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ وَ یَقُولُونَ سمِعْنَا وَ عَصَیْنَا وَ اسمَعْ غَیرْ مُسْمَعٍ وَ رَاعِنَا لَیَّا بِأَلْسِنَتهِمْ وَ طَعْنًا فىِ الدِّینِ وَ لَوْ أَنهَّمْ قَالُواْ سمَعْنَا وَ أَطَعْنَا وَ اسمْعْ وَ انظُرْنَا لَکاَنَ خَیرًا لهَّمْ وَ أَقْوَمَ وَ لَکِن لَّعَنهَمُ اللَّهُ بِکُفْرِهِمْ فَلَا یُؤْمِنُونَ إِلَّا قَلِیلا»=گروهى از یهود کلمات (خدا) را از جاى خود تغییر داده و گویند: (فرمان خدا را) شنیدیم و (از آن) سرپیچیم و (به جسارت گویند) بشنو که (کاش) ناشنوا باشى و گویند ما را رعایت کن. و گفتار ایشان زبان‏بازى و طعنه و تمسخر به دین است. و اگر (به احترام) مى‏گفتند که ما (فرمان حق را) شنیدیم و (تو را) اطاعت کنیم و تو نیز (سخن ما) بشنو و به حال ما بنگر، هر آینه آنان را نیکوتر بود و به صواب نزدیکتر، لیکن چون کافر شدند خدا آنها را لعنت کرد، و به جز اندکى ایمان نخواهند آورد (۴/ نساء). و این تحریف فاسد و باطل است.
۲-۸-۶- تحریف درمعانی و موضعی:
«یعنی در الفاظ هیچ تغییر و تبدیلی واقع نشده ولی معنا و محتوا تغییر یافته است یعنی الفاظ به معنای غیر حقیقی و مجازی خود حمل می شود و منظور از تحریف موضعی آن است که ترتیب فعلی آیات و سور مطابق با ترتیب نزول تفاوت دارد»(طاهری خرم آبادی،۱۳۸۹،۳۱۷-۳۰۳)
۲-۸-۷- تحریف درآیات:
اگر سوره و آیه‌ای از قرآن کریم کم وزیاد شود، ولی این زیادت و نقصان تغییری درحقیقت قرآن وکتاب خدا بودن آن به وجود نیاورد و رسول خداـ صلّی الله علیه وآله ـ نیزآن سوره و یا آن آیه را به طورمسلم در قرآن خوانده باشد، ‌این عمل با این شرایط و خصوصیات یکی از معناهای تحریف می‌باشد.«یا اینکه برخی اعتقاد دارندکه در قرآن کریم آیاتی بوده است که در عصر خلفا آنها را حذف کرده اند. مثل حذف آیه رجم، حذف آیه رغبت ،حذف آیه ای از سوره بینه»(طاهری خرم آبادی،۱۳۸۹،۳۱۷-۳۰۵)
۲-۸-۸- عقیده شیعه درموردتحریف قرآن:
مشهورعلمای شیعه برعدم تحریف قرآن تصریح دارند،که می‌توان به علمایی مانند«شیخ صدوق،شیخ طوسی، سیدمرتضی،علامه حلی،محقق کرکی، حرعاملی،علامه طباطبایی امام خمینی وشیخ بهایی وشهیدقاضی نورالله شوشتری وشیخ محمد جواد بلاغی وآیت اله خویی اشاره کرد.»(طاهری خرم آبادی،۱۳۸۹،۲۹۰-۲۷۹)
«از یک سو برخی از اکابر اهل سنت مانند مالک بن انس، احمدبن حنبل، مسلم، بخاری، ونسائی، روایات تحریف رادر کتابهایشان نقل کرده اند ودر ضمن تصریح کرده اند که ما هرچه روایت و حدیث نقل کرده ایم صحیح و قطعی الصدور هستند و از سوی دیگر همین علمای بزرگ اهل سنت برای اینکه نمی خواهند قایل به تحریف قران بشوند، برای نجات از این محذور، چاره ای در این دیده اند که روایات تحریف را تاویل و یا توجیه نمایند و بگویندکه تلاوت و قرائت این آیات نسخ شده است.» (طاهری خرم آبادی،۱۳۸۹،۲۹۰-۲۷۹)
برای نمونه می‌توان به روایاتی که از- ابن عباس در صحیح بخاری، ج ۱، ص ۲۶‌ و صحیح مسلم، ج ۵، ص ۱۱۶ولیث بن سعد و عروه بن زبیر وحمیده بنت ابویونس اتقان، ج ۲، ص ۱۰۱، ۴۰ و ۴۱- نقل شده است، اشاره کرد.
۲-۹- عوامل تحریف:
برای تحریف، عوامل مختلفی وجود دارد که ما به صورت کلی به تعدادی از آنها اشاره می کنیم.
۲-۹-۱- حفظ موقعیت اجتماعی واقتصادی:
یکی از عوامل عمده که باعث تحریف درتاریخ ، تفسیرو… و باعث تحریف دین شده است، حفظ موقعیت اجتماعی و اقتصادی گروه تحریف گر، است که در این قسمت یهود و هم دستان آنها ید طولائی دارند در قرآن بیشترین آیاتی که مربوط به تحریف می باشد، به این قوم نسبت داده شده است که به بعضی از آنها اشاره می شود.
۱٫ قرآن به این ها نصیحت می فرماید: « إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُواْ سَوَاءٌ عَلَیْهِمْ ءَ أَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لَا یُؤْمِنُونَ»= (اى رسول ما) کافران را یکسان است که ایشان را بترسانى یا نترسانى، ایمان نخواهند آورد. (۶/ بقره)
۲٫ درجای دیگر می فرماید:«خَتَمَ اللَّهُ عَلىَ‏ قُلُوبِهِمْ وَ عَلىَ‏ سَمْعِهِمْ وَ عَلىَ أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَهٌ وَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ»= خدا مهر نهاد بر دلها و گوشهاى ایشان، و بر چشمهاى ایشان پرده افتاده، و ایشان را عذابى سخت خواهد بود.( ۷ /بقره )
۳٫ بعضی از یهود، سخنان را از محل خود تحریف می کنند « وَ مِنَ النَّاسِ مَن یَقُولُ ءَامَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالْیَوْمِ الاَخِرِ وَ مَا هُم بِمُؤْمِنِینَ »= و گروهى از مردم (یعنى منافقان) گویند: ما ایمان آورده‏ایم به خدا و به روز قیامت، و حال آنکه ایمان نیاورده‏اند.( ۸/نساء)
۴٫ «هماهنگی باپیشرفت زمان، و تغییر دادن کتب طبق میل مردم بوده است که در نوع ادیان تحریف شده، این مسأله مشاهده می شود.»(توفیقی،۱۳۸۱، ۲۰۶)
۲-۹-۲- زمینه سازی حکومت و ریاست:
به نظر نگارنده دعوت مأمون لعین از امام رضا- علیه السلام- جهت پذیرش ولیعهدی و ترسیم چهره ی مثبت از خود در بین علویون و تثبیت جایگاه حکومت و ریاست خویش.
۲-۹-۳- جبران شکست ها:
« چنانکه معاویه و عمروعاص جمله پیامبر- صلی الله علیه وآله وسلم- را که فرمود: ای عمارتو را دسته سرکشان می کشند لقتلک الفئه الباغیه تحریف معنوی کرد که مراد علی است که او را برای جنگ به میدان آورده تا جلو شکست خود را بگیرند.»(مطهری،تحریف های عاشورا، ۱۳۶۰،۷۲ )
۲-۹-۴- قهرمان سازی و اسطوره سازی:
«مثل آنچه یهودیان درباره عُزیر، و مسیحیت درباره مسیح می گویند که فرزند خدا می باشد…»(توبه/۳۰)
۲-۹-۵- اغراض دشمنان دین:
به نظر نگارنده غرض ورزی دشمنان اسلام و تهمت هایی که به پیامبر-صلی الله علیه و آله- و امام علی- علیه السلام- توسط دشمنان روا داشتند.
۲-۹-۶- هوس و میل های درونی:
مثل«تحریم ازدواج موقت در اسلام توسط عمر.»( مطهری، نظام حقوق زن در اسلام،۱۳۶۹، ۱۲)
مهمترین تحریف های معنوی که انجام دادند: «ولی را به معنای دوست گرفته اند، نه سرپرست و مولی و همچنین انگیزه مالی و اقتصادی که چنانکه سمره بن جُندب با گرفتن چهارصد هزار درهم ازمعاویه، آیه «وَ مِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِى نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَءُوفُ بِالْعِبَاد»=و بعضى از مردم از جان خود در راه رضاى خدا درگذرند و خدا با چنین بندگان رئوف و مهربان است.(۲۰۷/بقره)که همه قبول دارند، درباره امام علی-علیه السلام- درشب لیلهالمبیت نازل شده، باحدیث جعلی آن را درمورد عبدالرحمن بن ملجم دانست که این تحریف معنوی است.»(مکارم شیرازی،۱۳۷۰، ۲/۴۸)
۲-۱۰- تحریف درکتاب کهن شیعی:
کلمه ی تحریف در عنوان برخی ازکتاب های کهن شیعی، موجب شده تا عده ای آن کتاب ها را در موضوع تحریف قرآن، به معنای افزایش یاکاهش در متن الفاظ قرآن، به حساب آورند و سپس آنها رادر زمره ی کتاب هایی که برای اثبات تحریف نوشته شده، قلمداد کرده و صاحبان آنها را در فهرست تحریف گرایان قراردهند. محدث نوری دراین زمینه چنین نگاشته است:
«ظاهر شرح حال راویان حدیث نشان می دهد که در میان آنان گرایش به تحریف قرآن رواج داشته است, مانند راویانی هم چون: احمد بن محمد بن خالد برقی که شیخ طوسی و نجاشی در زمره ی کتاب های او کتاب التحریف را نام برده اند و نیزپدرش، یعنی محمد بن خالد برقی که بنا به قول نجاشی کتاب تنزیل و تغییر را نگاشته و علی بن حسن بن فضّال باکتاب تنزیل من القرآن و تحریف، محمد بن حسن صیرفی با کتاب التحریف و التبدیل، احمد بن محمد بن سیارباکتاب القرائات، شیخ حسن بن سلیمان حلی باکتاب التنزیل والتحریف، و بالاخره محمد بن العباس بن علی بن مروان ماهیارباکتاب قرائه امیر المؤمنین- علیه السلام- وکتاب قراءه اهل البیت- علیهم السلام- .محدث نوری درادامه از شهرت قول به تحریف در بین قدما و انحصار افراد معین به تحریف ناپذیری قرآن درمیان آنان خبر می دهد.»(نوری ، ۱۳۸۴، ۳/۱)

مطلب مشابه :  پایان نامه ارشد رایگان حقوق : دائن

«در واقع، محدث نوری با طرح این مسأله، راه را برای دیگران هموار کرده است, کسانی که دنبال بهانه اند و بدون تأمل و تعمق در اطراف مسأله، بی مهابا به شیعه افترا می بندند و تمام قدمای شیعه را به گرایش به تحریف متهم می کنند.»(الهی، بی تا، ۴/۱)
برخی دیگر مثل مال الله درکتاب خود اظهار داشته که«کسانی راکه با صراحت برتحریف ناپذیری قرآن حکم کرده اند، مانند: شیخ صدوق، سید مرتضی، شیخ طوسی و شیخ طبرسی-رحمهم الله – بر تقیه حمل کرده و حتی شیعه را به تحدی فرامی خوانند بر این که در بین قدما کسی جزاین چهار نفر را نشان دهد که برسلامت قرآن از تحریف گواهی داده باشد.»(الهی ظهیر، بی تا ، ۴/۱) حال آن که ازقدمای شیعه که باصراحت بر سلامت قرآن از تحریف حکم کرده اند. اما آنچه که در این جا باید بدان بپردازیم پاسخ به این پرسش اساسی است که آیا مراد از عنوان تحریف براین کتاب ها، تحریف در الفاظ قرآن است؟
در پاسخ به این پرسش باید گفت: « از آن جا که اساساً مکتوبات قدما روایی و موضوع اصلی کتاب هایشان، نگارش و یا تنظیم و تنسیق احادیث به صورت باب بندی بوده است، مراد آنان از عنوان تحریف برنگاشته های شان، همان معنای اصطلاحی تحریف در متن احادیث است که ظهور در تحریف در معنا و حمل آیات برخلاف مراد خداوند است, بنابراین به طورقطع می توان ادعاکردکه ظاهر اکثر احادیث در این کتاب ها، تحریف درالفاظ قرآن نیست، بلکه قدرمتیقن اصناف گوناگون آنها تحریف به معنای اعم است که شامل اختلاف قرائت ها، حذف و تحریف در وحی تفسیری[که به نظر می رسد این مورد بیش تر مد نظر آنان بوده]،

مطلب مشابه :  سازمان بهزیستی

دیدگاهتان را بنویسید