دانلود پایان نامه

یا خدعه و نیرنگ و یا با سوءاستفاده از قدرت یا موقعیت خود یا سوء استفاده از وضعیت فرد یا افراد یادشده ،‌ به قصد فحشاء یا برداشت اعضا و جوارح،‌ بردگی و ازدواج .
ب- تحویل گرفتن یا انتقال دادن یا مخفی نمودن یا فراهم ساختن موجبات اخفاء فرد یا افراد موضوع بند (الف) این ماده پس از عبور از مرز با همان مقصود.
۲٫۲٫۱٫مبحث دوم : عنصر مادی
شخصی که عملی را عامداً ‌انجام میدهد که طبق قانون آن عمل جرم شناخته شده است غالباً راه مشخصی را طی می کند تا جرم از مرحله جنینی خود به بلوغ برسد و اصطلاحاً جرم تام یا کامل انجام شود .
اما در طی این مسیر ممکن است به دلایلی مجرم در نیمه راه متوقف شود یا علیرغم به پایان آوردن راه مجرمانه، ‌نتواند به مقصود خود برسد و جرمی که قصد ارتکاب آن را داشته انجام نشود . که دراین حالت جرم ناقص نامیده می شود. از همین رو جرم قاچاق انسان را نیز در این مبحث در دو حالت تام و ناقص مورد بررسی قرار می دهیم.

۱٫۲٫۲٫۱٫گفتار اول : جرم تام
جرم وقتی تام یا کامل نامیده می شود که فعل ارتکابی شامل تمام عناصر تشکیل دهنده جرم و مصرح در تعریف قانونی باشد. یعنی قصد و اراده فاعل به صورت فعلی نمودار شود که قانون آن را مستوجب کیفر بداند. جرم قاچاق انسان نیز زمانی تام و کامل نامیده می شود که تمامی شرایط و ارکان آن انجام شده و منتهی به نتیجه مجرمانه گردد که در ذیل به بررسی آن می پردازیم.
بند اول : رفتار مادی مثبت
رفتار مادی فیزیکی در جرم قاچاق انسان به مانند غالب جرایم به صورت فعلی است که قانونگذار انجام آن را منع کرده است مثل قتل،‌ کلاهبرداری، زنا که در قانون مجازات اسلامی تماماً به صورت فعل مثبت تحقق می یابد. در جرم قاچاق انسان نیز با مداقه در تعریف ارائه شده در ماده یک که مقرر می دارد :

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  ۴۰y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

« خارج یا وارد ساختن و یا ترانزیت مجاز یا غیر مجاز فرد یا افراد از مرزهای کشور با اجبار و اکراه یا تهدید یا خدعه و نیرنگ و یا با سوء استفاده از قدرت یا موقعیت خود یا سوءاستفاده از وضعیت فرد یا افراد یادشده …. »
ملاحظه می گردد که تمامی اعمال ذکر شده در ماده مارالذکر که البته جملگی حصری می باشند، صرفاً بصورت فعل مثبت قابل تحقق می باشند.
همانگونه که فوقاً مذکور افتاد رفتار مادی در جرم قاچاق انسان که به نحوه : اجبار و اکراه ، ‌تهدید، ‌خدعه و نیرنگ ، سوء استفاده از قدرت یا موقعیت خود ، سوء استفاده از وضعیت فرد یا افراد یادشده ، جملگی حصری بوده و بصورت فعل مثبت قابل تحقق می باشند که در ذیل به تحلیل هریک از آنها می پردازیم:
اجبار و اکراه
قبل از بررسی اجبار و اکراه نکاتی چند در مورد اکراه لازم به ذکر است؛
اکراه در تعریف عبارت است از « ‌عملی تهدیدآمیز از طرف کسی به دیگری بمنظور تحقق بخشیدن عمل حقوقی( فعل– ترک فعل ) مورد نظر اکراه کننده »
در تعریف جزایی آن آمده است : « تأثیر نیروی خارج از شخص مجرم به طوری که مقاومت مجرم در مقابل آن عادتاً مقدور نباشد ». بر این اساس گروهی از حقوقدانان معتقدند که اکراه که از فقه اسلامی وارد حقوق گردیده است ، منحصر به حقوق مدنی بوده که در هنگام تلفیق قانون فرانسه و فقه اسلامی به اشتباه وارد حقوق کیفری گردیده است و همچنانکه از تعریف فوق نیز مشهود است اکراه یا ناشی از تهدید یا اجبار از ناحیه کس دیگری است که در هر دوی این موارد ، ‌مستقلاً تحت عنوان تهدید یا اجبار قابل بررسی خواهد بود .
اضافه بر این که در قانون مجازات اسلامی نیز قانونگذار از واژه اکراه در کنار اجبار و یا تهدید استفاده نموده است . در همین رابطه دکتر کوشا عقیده دارند اکراه در امور مدنی و از نظر فقهی بدین معناست که شخص قصد معامله دارد ولی رضایت بر انجام معامله ندارد . بنابراین حالت اکراه در امور مدنی به حالتی گفته می شود که شخص فاقد رضاست. حال آنکه کیفری وجود دو مرحله رضا و قصد منتفی است ،‌ بنابراین رضا یا عدم آن در تحقق جرم به عنوان یک شرط تلقی نمی شود ، در نتیجه نمی توان اکراه را در قلمرو امور کیفری مطرح نمود چراکه پذیرش آن به معنای آن است که شخصی دارای قصد و اراده بوده ولی به انجام آن رضا نداشته ، در حالی که در تعریف یک عمل مجرمانه هیچ گاه نمی توان بدین تعریف توسل کرد و لذا آنچه که مراد از اکراه در فقه می باشد،‌ بیشتر در موضوعات مدنی مطرح می باشد.
دکتر اردبیلی نیز ، مراد از اکراه را اجبار معنوی بیرونی دانسته و اینگونه تعریف می نماید که : « ‌اکراه عبارت است از وادار کردن دیگری به ارتکاب جرم با تهدید یا تخویف یا تحریک شدید یا تلقین » . و در ادامه اضافه می نماید که اکراه از اصطلاحات فقهی است بیان مرتبه ای از اجبار است که در آن حال ، ‌شخص به عمل یا ترک عملی وادار شده که از آن کراهت دارد و منشأ این فشار روانی تهدید نامشروع علیه جان و مال و ناموس مکره است. اکراه موضوع قانون مدنی یعنی آن مقدار فشار مادی یا معنوی که طرف معامله را به انجام دادن معامله وادار کرده است به میزانی نیست که اراده و توانایی سنجش سود و زیان را از معامله کننده سلب کند وگرنه اکراهی که اراده را از میان بردارد موجب بطلان معامله خواهد شد . اکراه موضوع قانون مجازات اسلامی از این قسم است‌. یعنی اکراهی که به حد الجاء رسیده باشد و اختیار را از فاعل سلب کند‌.‌
از این رو، با عنایت به موارد فوق الاشاره و توجهاً به اینکه قانونگذار نیز در ماده یک قانون مبارزه با قاچاق انسان ، اجبار را به همراه اکراه « اجبار و اکراه » ذکر نموده است . اینک به تحلیل اجبار و اکراه تحت یک عنوان می پردازیم . اجبار موقعیتی است که موجب زوال اراده شخص مجبور در زمان ارتکاب جرم می گردد و الزاماً بایستی دارای سه خصوصیت اصلی ذیل باشد :
رابطه ای مبنی بر اجبار بین شخص اجبار کننده و اجبار شونده
بین شخص اجبار کننده و اجبارشونده بایستی الزاماً رابطه ای مبنی بر اجبار ، ‌حاکم باشد . لذا چنانچه اصولاً رابطه ای وجود نداشته و یا آنکه بر فرض وجود رابطه، اجبار برآن غالب نباشد و یا آنکه شخص مجنی علیه صرفاً تصور ذهنی مبنی بر اجبار داشته باشد درحالی که در عالم واقع چنین رابطه ای موجود نباشد ، عنوان رابطه اجبار بر آن قابل تحقق نخواهد بود . ضمن آنکه وجود رابطه ای مبنی بر اجبار ، موضوعی است که با مراجعه به عرف اثبات خواهد شد.
موقعیت اجبارکننده
ازجمله شرایط دیگر تحقق اجبار، مربوط به موقعیت اجبار کننده می باشد. اینکه آیا شخص اجبارکننده در موقعیتی بوده که بتواند اجبار وارد کند . و یا حتی به گونه ای بوده که بتوان چنین رابطه ای را استنباط نمود. بنابراین در جایی که اجبارکننده شخص پیر و کهنسال و از لحاظ قوای جسمی به شدت ضعیف می باشد و از آن طرف ،‌اجبار شونده شخص جوان و تنومند ، مسلماً وجود رابطه ای مبنی بر اجبار بین آنها غیر ممکن به نظر میرسد و در واقع در این حالت شخص مجنی علیه ، نمی تواند به وجود چنین رابطه ای استناد نماید.
زایل شدن قصد ( مسلوب الاراده )
پس از آنکه شخص اجبار کننده در موقعیت اجبار قرار گرفته و رابطه ای مبنی بر اجبار را برقرار نمود به گونه ای که موجب زوال اراده آزاد شخص مجبور گردد اجبار تحقق پذیرفته است . بنابراین مسلوب الاراده شدن مجنی علیه از شرایط اساسی تحقق اجبار و اکراه می باشد که همچنانکه قبلاً مذکور افتاد ، ملاک تحقق سلب اراده ، عرفی بوده و البته ترتیب احراز آن موکول به تشخیص قاضی است.
تهدید
تهدید در لغت به معنی ترسانیدن و بیم دادن است. در قوانین کیفری نیز همان معنای عرفی و لغوی مراد است و مقصود از آن واداشتن دیگری است به ارتکاب جرم ، به نحویکه ترس از عاقبت فعل یا ترک فعل مذکور فاعل را مطیع ساخته باشد.
در تحقق تهدید نوع فعل تهدید آمیز چه تهدید گفتاری یا نوشتاری هیچ گاه شرط نیست . فقط کافی است شخصی که به زیانهای مالی و یا خطرهای جانی یا ناموس و یا شرفی علیه خود یا خویشاوندان نزدیک تهدید شد، برای رهایی از نگرانی و تشویش خویش به ارتکاب جرم رضا دهد.
تهدید از مصادیق بارز اجباری معنوی است لیکن برای تحقق آن شرایط چندی لازم است از جمله آن که باید عمل انجام شده عرفاً تهدید محسوب شود و به علاوه عمدی شود ، زیرا « تهدید غیر عمدی وجود ندارد»
همچنین تهدید باید غیر قانونی و نامشروع باشد و موجب سلب کامل آزادی اراده گردد. تهدید امری نسبی و بستگی به اوضاع و احوال تهدید کننده و تهدید شونده از قبیل خصوصیت روحی و جسمی و سن و شخصیت و اخلاق و جنس آنها دارد و باید به نحوی باشد که عرفاً تهدید تلقی شود . تشخیص آن در هر مورد خاص بسته به نظر دادگاه است.

خدعه و نیرنگ
خدعه و نیرنگ هردو به معنای فریب بوده و اصطلاحاً به اعمالی گفته می شود که شخص با صحنه سازی و توسل به کاری خدعه آمیز ، قصد ارتکاب جرم را در دل مباشر پرورش داده و او را وادار به ارتکاب جرم می نماید.
در خدعه و نیرنگ ، ‌فریب دهنده برای عمل فریبانه ،‌ مستقیماً عمل خلاف را انجام می دهد ، یعنی به صورتی حقیقی و با تبحری که دارد ،‌خلاف را متصور ساخته و به حقیقت جلوه داده و بدین طریق فریب خورده را وادار به ارتکاب عمل مجرمانه می نماید. در این عمل، فریب دهنده کار زشت و قبیح ضد اجتماعی را به صورت یک کار صحیح و موافق با هنجارهای اجتماعی ،‌جلوه می دهد.
هرچند که شخص قاچاقچی ، رضایت مجنی علیه را به وسیله خدعه و نیرنگ جلب می نماید و مجنی علیه نیز در ابتدا قاصد تلقی می گردد. لیکن این قصد به گونه ای است که در مراحل بعدی زایل می گردد.
سوء استفاده از موقعیت خود
سوء استفاد از موقعیت که می توان از آن به سوء استفاده از اختیارات نیز تعبیر نمود ، ناظر به افرادی است که اختیاراتی در امر وارد یا خارج کردن اشخاص و از این قبیل دارا می باشند مانند آژانسهای توریستی و درخصوص مسائل پزشکی، تیمهای پزشکی که جهت اعزام بیماران به خارج از کشور فعالیت دارند . همانگونه که ملاحظه می گردد اشخاص فوق دارای اختیارات قانونی جهت وارد یا خارج کردن اشخاص می باشند و لیکن چنانچه از این اختیارات خود در جهت قاچاق انسان سوء استفاده نمایند، مباشر جرم قاچاق انسان تلقی خواهند شد.
همچنین اشخاص مرتکب می توانند از موقعیتهای اجتماعی ، ‌اقتصادی ، سیاسی یا فرهنگی که دارا می باشند، سوء استفاده کرده و اقدام به قاچاق انسان نمایند. زیرا که افرادی با چنین موقعیتهایی ،‌ دارای امتیازات خاص و ویژه ای می باشند که می توانند به راحتی جهت ورود یا خروج ازکشور ، ‌از دیگران دعوت نمایند. حال چنانچه این افراد، با سوء استفاده از موقعیتهای خاص خود، از اشخاص مدعو، در جهت مقاصد مذکور در ماده یک قانون مبارزه با قاچاق انسان ، استفاده نمایند ،‌ بدون شک جرم مذکور محقق گردیده است.
در هرحال، آنچه که حائز اهمیت می باشد، این است که شخص مرتکب از اختیارات و موقعیت خود به قصد فحشاء یا برداشت اعضا و جوارح، بردگی یا ازدواج،‌ سوء استفاده نماید که تشخیص این امر با ملاحظه ی مجوزهایی است که اشخاص مذکور دارا می باشند.
سو استفاده از وضعیت و موقعیت مجنی علیه (بزه دیده)
گاه قانونگذار وضعیت یا موقعیت خاص را مورد حمایت کیفری خود قرار داده تا مانع سوء‌استفاده از وضعیت مجنی علیه،‌توسط بزهکاران گردد. از جمله وضعیتهای مجنی علیه که مورد حمایت قانونگذار قرار گرفته و بسیاری از جرم شناسان نیز با تحقیق در مورد آن، حمایت از این گونه افراد را مورد تاکید قرارداده اند عبارت است از : ‌سن (کودکان و افراد سالخورده). جنس (زنان) و بیمارانی که به لحاظ ضعف و عدم توانایی آنها،‌ مورد سوء‌استفاده بزهکاران قرار می گیرد. افراد مذکور به جهت موقعیتهای خاصی که دارا می باشند، ممکن است به راحتی مورد استفاده قرار گیرند، بر فرض مثال شخص مریضی که به شدت از بیماری خود زجر می کشد و تحمل مقاومت در برابر آن را ندارد، ممکن است به راحتی فریب کسی را که او را با وعده های دروغین مبنی بر درمان بیماری درخارج از کشور می دهد، و با او رهسپار خارج گردد. حال آنکه شخص مرتکب به منظور برداشت اعضا و جوارح او را از کشور خارج نموده است و یا در مورد زنانی که از احساسات لطیف و حساس آنها سوء‌استفاده شده و با وعده های دروغین جهت ازدواج به خارج از کشور منتقل می شوند، حال آنکه در خارج از کشور چیزی جز روسپیگری اجباری در انتظار آنها نخواهد بود. این موارد باعث گردیده که قانونگذار اینگونه اشخاص را به جهت ضعف نفس شان که ممکن است مورد سوء استفاده بزهکاران قرار گیرد، مورد حمایت خاص خود قرار دهد.
بند دوم: نتیجه مجرمانه
برخلاف جرایم مطلق که حصول نتیجه خاص برای تحقق جرم ضروری نیست ( مثل شهادت دروغ) جرم قاچاق انسان از زمره ی جرایم مقید بوده و شرط تحقق آن حصول نتیجه خاص می باشد.
جرم قاچاق انسان همانگونه که از تعریف در بند الف ماده یک پیداست: «خارج یا وارد ساختن و یا ترانزیت مجاز یا غیر مجاز فرد یا افراد از مرزهای کشور با اجبار و اکراه یا تهدید یا خدعه و نیرنگ و یا با سوء استفاده از قدرت یا موقعیت خود یا سوء استفاده از وضعیت فرد یا افراد یادشده ،‌به قصد فحشا یا برداشت اعضا و جوارح،‌بردگی و ازدواج » مقید به « خارج» یا «وارد ساختن» یا « ترانزیت » افراد می باشد. لذا تا زمانی که افراد با استفاده از اجبار و اکراه یا تهدید و… و البته به قصد فحشا و … از مرزهای کشور خارج یا وارد نشده و یا مورد ترانزیت واقع نشده اند جرم قاچاق انسان به شکل تام محقق نگردیده است . هر چند که ممکن است تحت عنوان شروع به جرم قاچاق انسان قابل تعقیب باشد . البته در خصوص عنصر نتیجه در جرم قاچاق انسان باید متذکر شد که صرف «‌وارد یا خارج ساختن یا ترانزیت » اشخاص مشمول جرم قاچاق انسان نبود. بنابراین :
اولاً : چنانچه خارج کردن یا وارد کردن و یا ترانزیت افراد بطور مجاز و بدون استفاده از اجبار و اکراه ، تهدید ، خدعه و نیرنگ و یا با سوء استفاده از قدرت یا موقعیت خود یا سوء استفاده از وضعیت مجنی علیه و بدون آنکه مرتکبان قصد فحشاء، برداشت اعضا و جوارح و سایر مقاصد مذکور در بند الف ماده یک را داشته باشند ، هیچگونه عمل مجرمانه ای تحقق پیدا نکرده و اصولاً قابل تعقیب نخواهد بود.
ثانیاً : در صورتی که خارج یا وارد ساختن یا ترانزیت اشخاص بصورت غیرمجاز و همراه با اجبار و اکراه و یا تهدید و … انجام شده ولیکن با مقاصد مذکور در بند الف ماده یک نباشد ،‌ جرم قاچاق انسان ارتکاب نیافته و تحت عناوین مجرمانه ی دیگری همچون آدم ربائی ، قاچاق مهاجران و یا … قابل تعقیب خواهد بود.
۲٫۲٫۲٫۱٫گفتار دوم : جرم ناقص
برای تحقق جرم ، هر چند ظهور یک فعل مادی همواره شرط است ، ولی مجازات این فعل همیشه منوط به نتیجه ای که بزهکار برای نیل آن تلاش کرده است، نیست. گاه بزهکار با وجودی که برای تحصیل نتیجه مجرمانه عمل خود جازم است، بنا به عللی که خارج از اراده اوست در ادامه عمل متوقف می ماند و به مقصود نمی رسد ( شروع به جرم) گاه علی رغم تلاش خود و ارتکاب افعالی که لازمه وصول به نتیجه مجرمانه است از تلاش خود نتیجه نمی گیرد و قصد او بی اثر می ماند ( جرم عقیم) و گاه اساساً قصد مجرمانه قابل تحقق نیست ( جرم محال) . در همه این موارد هرچند قصد ارتکاب جرم فعلیت یافته است، جرم را نمی توان جرم انجامیده ( جرم کامل ) محسوب کرد . جرم وقتی کامل نامیده می شود که فعل ارتکابی شامل تمام عناصر تشکیل دهنده جرم و مصرح در تعریف قانونی باشد. یعنی قصد و اراده فاعل به صورت فعلی نمودار شود که قانون آن را مستوجب کیفر بداند.
۳٫۲٫۲٫۱٫گفتار سوم : شروع به جرم
شروع به جرم عبارت است از رفتاری که به منظور عملی نمودن قصد مجرمانه انجام شده، ‌لیکن به جهت مانع خارجی به تحصیل نتیجه مورد نظر منتهی نگردیده است. شروع به جرم در واقع یک جرم ناتمام می باشد، بدین معنا که متهم قصد ارتکاب جرمی را کرده و در جهت تحقق بخشیدن به آن تلاش نموده ولی عنصر مادی ناتمام

مطلب مشابه :  پایان نامه ارشد رایگان حقوق : کارگران مهاجر

دیدگاهتان را بنویسید