از آخرت دوست میدارند. کافرین کسانی هستند که با پررنگ ترین حجابها پوشیده شدهاند و به علت امتناع از قبول هدایت الهی و همینطور تعلق شدید به دنیا و متعلق های ان، خداوند هدایت یا درجهی ثبات در ایمان را از ایشان سلب میکند (طباطبائی، ۱۴۱۷، ج ۱۲: ۳۵۴-۳۵۵؛ گنابادی، ۱۴۰۸، ج ۲: ، ۴۳۷).
این آیه و دیگر آیات که موضوع آنها در ارتباط با کفر است نشان میدهند که آغاز یا شروع کفر و بازگشت از ایمان به سمت کفر، دلبستگی یا تعلق خاطر به دنیا میباشد. دنیا و دارائیهای آن از نگاه انسان پراهمیت و پرجاذبه است و آدمی در ارتباط با آن بسیار ضربه پذیر. انسانها چون ارزشهای دنیوی را میبینند، بر حق و حقیقت پرده میگذارند و این پرده مانع دیدن حقیقت برای ایشان میشود در نتیجه دنیا را بر آخرت ترجیح میدهند و حب خود را در عوض اینکه روانهی خدا و اخرت کنند روانهی دنیا و امور مربوطه میکنند.
۳٫ صبر و شکیبایی؛ صبر در برابر مشکلات، ناملایمات، مصیبت ها و … یکی دیگر از راه های رسیدن به قرب الاهی است که در قرآن و روایات بر آن تاکید فراوان شده است. از این جهت عرفا دارندگان این صفت؛ یعنی صابران را محبوبان خداوند دانسته اند (ابنعربی، بیتا، ج ۲: ۳۳۷).
در آیهذیل، آمده است که خداوند صابران را دوست دارد: «وَ کَأَیِّن مِّن نَّبی‏ٍّ قَتَلَ مَعَهُ رِبِّیُّونَ کَثِیرٌ فَمَا وَهَنُواْ لِمَا أَصَابهَُمْ فی سَبِیلِ اللَّهِ وَ مَا ضَعُفُواْ وَ مَا اسْتَکاَنُواْ وَ اللَّهُ یحُِبُّ الصَّابرِِین‏» (آلعمران، ۲/ ۱۴۶)؛ هرچند آیه شریفه درباره کسانی است که در جنگ و جهاد صبر و استقامت کرده و سستی به خود راه ندادهاند، ولی شأن نزول باعث تخصیص آیه نمیشود، بلکه دالّ بر این است که استقامت کنندگان در راه خدا به طور کلّی جزء صابرانند (صالحیزاده، ۱۳۸۸: ۹۰).
در قرآن کریم بیش از نود آیه، درباره صبر سخن به میان آمده، که بیشتر این آیات نشانگر آن است که صابران مورد عنایت ویژه خدا هستند؛ همراه بودن خدا با صابران (بقره، ۲/ ۱۵۳ و ۲۴۹؛ انفال، ۸/ ۴۶ و ۶۶)، دادن بهترین جزا به شکیبایان (نحل، ۱۶/ ۹۶)، پاداش بیحساب داشتن آنها در نزد پروردگار (زمر، ۳۹/ ۱۰). و درود و رحمت پروردگار نسبت به آنان (بقره، ۲/ ۱۵۷). همهی اینها نشانه محبت خدا به صابران است.
۴٫ پیروی و متابعت از پیامبر (ص)؛ ‌محبت به خداوند هنگامی‌ صادق می‌آید که بنده صراط توحید را طی کند و متدین به دین توحید و اسلام شود؛ همان اسلامی‌که انبیاء و سفرای الهی به آن دعوت کرده‌اند و در آخرین دین آسمانی به نحو اتم و اکمل بیان شده است (طباطبایی، ۱۴۱۷، ج ۳: ۲۹۰). بنابراین پیروی از پیامبر اکرم (ص) در تمام افعال و حرکات که آورنده دستورات این دین است برای دستیابی به محبت خدا ضروری است؛ زیرا عشق به خدا مستلزم عشق به آثار آن است و پیامبر (ص) هم از آثار و آیات خداوند است.
آیهی شریفهی ذیل در تأیید مطلب فوق است: «قُلْ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللَّهُ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ» (آل عمران، ۳/ ۳۱). این آیه از جانب خداوند و از زبان پیامبر خطاب به کافران اعم از اهل کتاب و بتپرستان و مشرکان و همهی انسانهائی که ادعای دوستی با خدا را دارند _ از جمله مسلمانان _ چنین میفرماید که: اگر واقعا الله را دوست میدارید از من _ رسول اکرم (ص) _ تبعیت کنید تا خداوند، شما را دوست بدارد (اندلسی، ۱۴۲۰، ج ۳: ۱۰۳-۱۰۴؛ حجازی، ۱۴۱۳، ج ۱: ۲۲۴؛ امین، ۱۳۶۱، ج۳: ۱۹۲).
هر بندهای که ادعای دوستی با خدا را دارد باید طبق همین آیه باید تابع رسول اکرم (ص) باشد. تبعیت پشت سر کسی بودن و در عقب کسی راه رفتن است در جهت مادی یا معنوی. و در تعریفی دیگر حر کت یک قوه به سمت فعلیت خویش را تبعیت گویند (طباطبائی، ۱۴۱۷، ج ۳: ۱۶۱؛ مصطفوی، ۱۳۸۰، ج۴: ۵۸-۵۹). و در این آیه اکثریت قریب به اتفاق مفسرین آن را اطاعت و پیروی از دستورات رسول و ائمه در اعمال، اقوال و تقریرات، معنا کردهاند (امین، ۱۳۶۱، ج۳: ۹۵؛ طباطبائی، ۱۴۱۷، ج ۱: ۱۰). هر کس واقعا تابع رسول اکرم شود باطن و قلبش همرنگ باطن و قلب رسول اکرم میشود زیرا به دنبال او رفته است. از آنجا که رسول خدا مظهر محبت خدامیباشد، محبت به خدا از باطن رسول گرامی اسلام بر باطن شخص تابع سرایت میکند و او نیز همانند پیامبر خدا را دوست میدارد(امین، ۱۳۶۱، ج۳: ۹۶). لازم است تا تبعیت از رسول به همراه محبت به او باشد چرا که پیامبر حبیب محبوب عالمیان خدای بیهمتا است و دوستدار معشوق به طبع باید مورد توجه و علاقهی عاشق باشد (همان).
در این آیه فقط از تبعیت رسول اکرم سخن به میان آمده است ولیکن از فرمایشات مکرر نبی مکرم اسلام، پیروی ازدستورات ائمه معصوم میباشد که مهمترین گواه آن حدیث ثقلین میباشد به همین دلیل مفسران به همراه رسول اکرم، ائمه را نیز ذکر کردهاند. خداوند پیروی از رسول را با توجه به منطوق آیه و شان نزول آن و پیروی از ائمه را با نظر به عام بودن خطاب آیه و تعلق آن به همهی انسانها در زمانهای مختلف از جمله مسلمانان بعد از عهد رسول گرامی که باید امام زمان خویش را تبعیت کنند را، طریق هدایت به سمت جلب محبت خویشتن معرفی کرده است (بلاغی، ۱۴۲۰، ج ۱: ۳۷۵؛ حجازی، ۱۴۱۳، ج ۱: ۲۳۴).
همانطور که در عرفان به تفصیل بحث میشود خداوند را مستقیما و بیواسطه و فقط با به کارگیری عقل نمیتوان شناخت. معرفت به خدا از طریق آثار، تجلیات و ظهور او در هستی قابل شناخت است. رسول اکرم وهمینطور اوصیای نبی مکرم (ص)، کسانی هستند که مظهر همهی صفات خالق هستی و متخلق به اخلاق الهی و تابع او میباشن
د. لذا تبعیت از رسول خدا و ائمه در واقع، تبعیت از خدا، دین و شریعتی است که از جانب پروردگار نازل شده است. هر گاه انسانها رسول خدا را تبعیت کنند و دنباله رو او باشند متصف به صفاتی میشوند که خداوند آن صفات و کنندهی آنها را دوست میدارد از قبیل: احسان، عدل، طهارت و… (امین، ۱۳۶۱ و ج۳: ۹۶؛ فیض کاشانی، ۱۴۱۸، ج۱: ۱۴۶؛ اندلسی، ۱۴۲۰، ج ۳: ۱۰۳؛ طباطبائی، ۱۴۱۷، ج ۳: ۱۶۰). زمانی که تبعیت از رسول (ص) از جانب عبد انجام پذیرفت، محبت خداوند به عبد تحقق میپذیرد و غفران و پوشش گناهان به عنوان نتیجهی حب الهی شامل حال بندگان میشود (ابن عربی، ۱۴۲۲، ج ۱: ۲۰۱).
۵٫ جهاد و مبارزه؛ جهاد و مبارزه در راه خدا از دیگر عوامل دست یابی به محبت الاهی است. مجاهدان در راه خدا از محبوبان راستین خدایند و از محبت خاص خدایی برخوردارند؛ زیرا که آنان از هیچ تلاش و کوششی در راه پیش برد اهداف الاهی دریغ نمی کنند. آنان با جان و مال در تمامی جبهه های نبرد حق و باطل حضور دارند، چه در میدان های رزم و چه در جبهه های فرهنگی به مبارزه با دشمنان دین بر می خیزند و از ارزش های الاهی حفاظت می کنند. مجاهدان و مبارزان در راه خدا همچون سدهایی می مانند که از ورود نقص و خلل در مسیر حق جلوگیری می کنند و راه را بر شیطان می بندند، آنان اجازه نمی دهند دین خدا مورد تهدید واقع شود، بدین سبب محبوب خدایند.
آیهی ذیل: «إِنَّ اللَّهَ یحُِبُّ الَّذِینَ یُقَتِلُونَ فی سَبِیلِهِ صَفًّا کَأَنَّهُم بُنْیَنٌ مَّرْصُوص» (صف، ۶۱/ ۴). از محبوب بودن رزمندگان در پیشگاه خدا حکایت دارد‏. که البته پیکار در راه خدا به تنهایی محبوب خداوند نیست، بلکه خدواند پیکار کنندگانی را دوست دارد که اولاً: پیکارشان در راه خدا باشد، ثانیاً: در برابر دشمن همانند بنایی آهنین و سدی فولادین باشند، یعنی دارای استحکام، انسجام و یکپارچگی باشند (قرشی، ۱۳۷۷، ج۱۱: ۱۳۹؛ صالحیزاده، ۱۳۸۸: ۹۶).
۶٫ توبه؛ قرآن کریم میفرماید: «إِنَّ اللَّهَ یحُِبُّ التَّوَّابِین‏» (بقره، ۲/ ۲۲۲). بازگشت، ندامت و پشیمانی از گناهان و روی آوردن و پناه آوردن به لطف و رحمت بی کران خداوندی موجب جلب محبت خداست. توبه از گناه رشته محبت را گره مجدد خواهد زد و بنده را به خدا نزدیک تر خواهد کرد و ابواب محبت و رحمت ویژه خداوند را باز می کند. با توبه بنده عاصی و گناهکار، از راه لطف و عنایت پروردگار تبدیل به دوست و محبوب خداوند می شود. صاحب تفسیر راهنما معتقد است؛ یکی از اهداف اشاره به محبت الهی نسبت به پاکیزگان و توبه کنندگان، تشویق انسان ها به توبه و پاکیزگی است (هاشمی رفسنجانی، ۱۳۷۳، ج ۷: ۴۸۶).
۷٫ ایمان و عمل صالح؛ قرآن کریم میفرماید: «فَأَمَّا الَّذِینَ کَفَرُواْ فَأُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا شَدِیدًا فی الدُّنْیَا وَ الاَْخِرَهِ وَ مَا لَهُم مِّن نَّاصرِِین‏ وَ أَمَّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ فَیُوَفِّیهِمْ أُجُورَهُمْ وَ اللَّهُ لَا یُحِبُّ الظَّالِمِین‏» (آلعمران، ۳/ ۵۶ و ۵۷). بنابراینکه جمله «و اللّه لا یحبّ الظالمین» تعلیل برای جمله «فاما الذین کفروا» و «و اما الذین امنوا» باشد، از آن چنین استفاده می شود که کافران به علّت ظلم، مبغوض خدا هستند و مفهوم آن، این است که مؤمنان دارایِ عمل صالح، محبوب خدایند. پس، ایمان و عمل صالح از دیگر عوامل جلب رضایت و محبوبیت خداست (همان، ج ۲: ۴۶۳). چون پاداش الاهی و نجات، در گرو ایمان توأم با عمل صالح است. بنابراین، ایمان بدون عمل موجب پاداش و نجات نخواهد بود و محبت الاهی را در پی نخواهد داشت (همان).
۸٫ احسان؛ احسان و نیکوکاری از دیگر راه های پیمودن مسیر محبت الاهی است: «وَ أَنفِقُواْ فی سَبِیلِ اللَّهِ وَ لَا تُلْقُواْ بِأَیْدِیکُمْ إِلی التهَّْلُکَهِ وَ أَحْسِنُواْ إِنَّ اللَّهَ یحُِبُّ الْمُحْسِنِین‏» (بقره، ۲/ ۱۹۵). دادن صدقه و انفاق موجب جلب محبت خداوند است و خداوند انفاق کنندگان را دوست دارد. صدقه و انفاق در حقیقت سپاس گزاری در برابر نعمت های الاهی و پیروی از فرمان اوست (همان: ۲۷۴). در آیات دیگری نیز احسان، به عنوان یکی از مواردی معرفی شده است که زمینه محبت خداوند به انسان را فراهم میکند. نظیر: «الَّذِینَ یُنفِقُونَ فی السَّرَّاءِ وَ الضرََّّاءِ وَ الْکَظِمِینَ الْغَیْظَ وَ الْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ وَ اللَّهُ یحُِبُّ الْمُحْسِنِین‏» (آلعمران، ۳/ ۱۳۴)، «فََاتَئهُمُ اللَّهُ ثَوَابَ الدُّنْیَا وَ حُسْنَ ثَوَابِ الاَْخِرَهِ وَ اللَّهُ یحُِبُّ المُْحْسِنِین‏» (آلعمران، ۳/ ۱۴۸)، «فَاعْفُ عَنهُْمْ وَ اصْفَحْ إِنَّ اللَّهَ یحُِبُّ الْمُحْسِنِین‏» (مائده، ۵/ ۱۳)، «لَیْسَ عَلی الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ جُنَاحٌ فِیمَا طَعِمُواْ إِذَا مَا اتَّقَواْ وَّ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ ثُمَّ اتَّقَواْ وَّ ءَامَنُواْ ثُمَّ اتَّقَواْ وَّ أَحْسَنُواْ وَ اللَّهُ یحُِبُّ المُْحْسِنِین‏»مائده، ۵/ ۹۳) و … .
۹٫ طهارت و پاکی؛ خداوند متعال پس از بیان عبادت هایی؛ مانند غسل، وضو و تیمم می فرماید: « إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابینَ وَ یُحِبُّ الْمُتَطَهِّرینَ» (بقره، ۲/ ۲۲۲). راز این دستور (دستور به انجام عبادات) آن است که انسان ها پاک و طاهر شوند: «… ما یرید الله لیجعل علیکم من حرج و لکن یرید لیطهرکم… » (مائده، ۵/ ۶). بنابراین، هر فرمانی که خدای سبحان صادر می کند، اعم از فرامین و دستورهای عبادی و … سرّش همان طهارت روح و باطن است (جوادی آملی، ۱۳۷۸: ۸۶ – ۸۷).
۱۰٫ توکل؛ قرآن کریم میفر
ماید: «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلین‏» (آلعمران، ۳/ ۱۵۹). توکل محبوب خداست و متوکل هم به دلیل این که توکل دارد محبوب خداست (جوادی آملی، ۱۳۶۳، ج ۱۲: ۲۵۴). البته ممکن است، انسان اهل توکل یا صابر، اوصاف دیگری داشته باشد که محبوب خدا نباشد، اما توکل، صبر او محبوب خداست. اما اگر انسان طوری شد که جز خدا چیزی نخواست و تمام مسیرهای کمال را پیمود، آن وقت ذات این انسان محبوب خداوند واقع می شود و پس از آن همه اوصاف و افعالش محبوب خدا می گردد (همان: ۲۵۶). اگر چنین شد و خدای متعال نسبت به انسانی محبت داشت همه نظام آفرینش به او مهر می ورزند؛ چرا که همه آنها تابع اراده الاهی هستند. این مقام از برجسته ترین مقام های انسانی است. خداوند محبوب کسی باشد مهم نیست، آنچه بسیار

مطلب مشابه :  پایان نامه ارشد رایگان با موضوعمعاونت در جرم، عنصر مادی
دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید