توافقی که به همراه شرایط و مدارک الحاقی در یک مجموعه غیر قابل تفکیک بین پیمانکار و کارفرما منعقد می گردد پیمان نامیده می شود. به عبارت دیگر پیمانکار طی توافقی متعهد می شود که در قبال انجام کارهایی مشخص درطی یک فرجه زمـانی مبالغ پولی و یا معادل آن را براساس شرایط قرارداد از کارفرما دریافت نماید.

با توجه به تعریف فوق هر عاملی که سبب بروز اختلال در تعهدات مندرج در قرارداد می شود احتمالاً توسط پیمانکار در معرض ادعا قرار خواهد گرفت. به عبارت دیگر چون پیمانکار در یک مدت زمانی سودی را برای خود پیش بینی نموده است هر عاملی که اصل سود در این فرجه زمانی را تحت شعاع قرار دهد ادعاهایی را برای پیمانکار به وجود خواهد آورد.

از طرفی با توجه به ارزش زمانی پول، ادعاهای مالی پیمانکار ممکن است به واسطه کاهش ارزش پولی باشد که انتظار دارد در طی دوره قرارداد برای وی حاصل اید. در این خصوص مفید خواهد بود که به آمارهای زیر اشاره شود:

طبق ادعای سازمان برنامه بودجه ۹۰% طرحه۹ای عمرانی افزایش هزینه ـ زمان داشته اند.

۶۰% پروژه های نیمه کاره نیاز به طی ۱۵ سال دارند تا تمام شوند.

طبق مطالعه بانک جهانی ۳۰ تا ۴۰ درصد پروژه ها در تمامی کشورها با افزایش هزینه مواجه می شوند.

آمارهای فوق دقیقا نشان می دهد که این افزایشها قطعا زمینه ادعا برای پیمانکار را فراهم می کند چرا که به واسطه طبیعت پیمانکاری، کسب منفعت، عدم ضرر و بازگشت سرمایه به نسبت هزینه انجام شده از اهداف اصلی پیمانکار می باشد.

نکته ای که حساسیت فوق العاده ایی ایجاد می کند این است که پیمان عموما بین شخصیت حقوقی (کارفرما) و یک شخصیت حقیقی (پیمانکار) منعقد می گردد و این بحث حقوقی مطلب بر پیچیدگی بر رسی اختلافات می افزاید.

لذا مطالب فوق و آمارهای ارائه شده دقیقاً بر نکته مهمی در طی حیات یک پروژه اشاره دارد و آن چیزی نیست جز: «ادعاهای مالی پیمانکار».

 

 عوامل اصلی در شکل گیری ادعاهای پیمانکار در پیمان ها:

روند پیدایش ادعا و اختلاف را می توان به شرح ذیل متصور شد:

در ابتدا خواست هایی از سوی هر یک از طرفین برای طرف دیگر مطرح می گردد (ادعا) و این خواست ها (ادعاها) خود بازتاب توقعات و انتظارات بر مبنای مقتضای طبیعت جایگاه طرف می باشد. در صورتی که این خواست ها مورد توافق طرف مقابل قرار نگیرد جرقه اختـلاف زده می شود. این عدم توافق در دو فاکتور می باشد:

الف ـ عدم توافق بر اصل خواسته.

ب ـ قبول خواسته طرف توسط طرف دیگر.

با این تفاوت که میزان جبران و انجام خواسته ها در این جا مورد توافق قرار نمکی گیرد.

در صورت سوء تفاهم ها و سوء برداشت ها عموماً گفتگوهایی بین طرفین صورت می گیرد که خود گفتگوها می تواند به صور مختلف نظیر نامه نگاری، مذاکرات شفاهی و … باشد.

در صورت وجود دید مثبت در طرفین در طی این گفتگوهای مطالباتی، روح همدلی و همراهی و مشارکت حام خواهد بود اما در غیر این صورت و اعمال دید منفی، سوء تفاهمات به اختلاف می انجامد و در صورت ادامه به کارگیری این دید، اختلافات به مشاجرات منجر می گردد در نهایت مشاجرات به دادخواهی منتهی می شود.

با دقت بر این موضوع تصور لایه لایه بودن اختلافات مناسب جلوه می دهد، به عبارتی پیدایش اختلافات لایه به لایه صورت می گیرد و در هر لایه هزینه رسیدگی و بررسی اختلافات و حل آن کمتر است و افراد کمتری در این خصوص درگیر می باشند.

هر چه اختلافات عمیق تر و به لایه های اصلی بعدی بردس افراد درگیر در این خصوص و دخالت آنها افزایش می یابد که خود علاوه بر بحث صرف زمان و هزینه بیشتر، پیچیدگی و بروز مشکلات را افزایش می دهد. با نگرش بر چگونگی پیدایش این مساله لزوم مدیریت صحیح جهت پر لایه شدن دعاوی احساس می گردد.

از دیدگاه دیگر براساس تعریف پیمان، پیمانکار متعهد به انجام موضوع با کیفیت معلوم در طی مدت زمانی مشخص و براساس قیمت خاصی می باشد. «لذا با بررسی همین تعریف می توان چنین استنباط کرد که اگر هر یک از عوامل اصلی پیمان دچار تفاوت گردد می تواند ادعای پیمانکار را سبب شود. به عبارت دیگر تغییر در زمان، تغییر در شرایط موضوع پیمکان و در نهایت تغییر در قیمت توافق شده در پیمان خود همگی عامل این ادعاها خواهد بود.

نکته مهم در این قضیه در نظر داشتن این مسئله است که این ادعاها خود ممکن است وارد و یا ناوارد و صحیح و یا ناصحیح باشد.

علت اصلی ادعاهای پیش آمده را در دو عامل می توان خلاصه نمود. این دو عامل به یکدیگر وابسته اند و بر هم تاثیرات مهمی نیز می گذارند. این دو عامل عبارتند از:

۱ـ تغییر

۲ـ تاخیر

این دو عامل در نهایت افزایش زمان و هزینه را به دنبال خواهد داشت و افزایش هزینه نیز ادعای مالی را سبب می گردد.

اهمیت زمانی:

اقتضای طبیعت اجرای موضوع پیمان به گونه ایست که عامل زمان در آن تاثیر به سزایی دارد.

معمولاً زمان تکمیل پروژه، جنبه مهمی از قرارداد پروژه می باشد. به طور کلی، کارفرما نیاز خاصی به پروژه دارد و ممکن است به ترتیبات و توافقهای خاصی برای استفاده از تسهیلات کامل شده در تاریخی خاص اقدام کرده باشد.

نکته مهم این است که پیمانکار ممکن است ادعای به ظاهر مالی در خصوص زمان نداشته باشد اما تمدید زمان برای پیمانکار مهم است. چرا که از نظر پولی به نفع اوست، زیرا از لزوم سرعت بخشیدن به کار که پر هزینه است، جلوگیری می کند، یا آنکه ممکن است لزوم رجوع به وجه التزام [خسارت عدم انجام تعهد به موقع] را از بین برد.

حتی اگر چنین به نظر برسد که پروژه می تواند در زمان پیش بینی شده به اتمام برسد، عاقلانه است که راههای قانونی تمدید زمانی را جستجو کند. این گونه تمدیدهای زمانی، حتی اگر لازم به نظر نرسند، فرصتی با ارزش ایجاد می کنند که پیمانکار بتواند در صورت بروز هر گونه تاخیر غیر موجه بعدی از آن ها استفاده کند.

تاخیرات:

در کلیه قراردادهایی کهایفای تعهد منوط است به انجام کار در مدت معین تاخیر در انجام کار قطعا خساراتی را برای طرف مقابل به وجود می آورد. از این منظر زمانایفای تعهد اهمیت زیادی در این نوع قراردادها دارد.

پیمان از جمله قراردادهایی است که اجرای موضوع آن در مدت معین از اهمیت فراوانی برخوردار است اما عامل قسمتی از اختلافها ناشی از تاخیرهایی است که تقصیر حداقل بخشی از آن به عهده کارفرماست. اگر پیش بینی پرداخت خسارت تاخیر در قرارداد نیامده باشد، پیمانکار امکانمناسبی برای دریافت جبرانخسارت تاخیرهای مربوط به کارفرما را دارد.

برآورد مقدار تاوان پولی که می تواند از تاخیر مربوط به کارفرما گرفته شود، مشکل است زیرا پیمانکار ممکن است هزینه هایی اضافی را در اقلام کار وارد کند که مستقیماً از این تاخیر ناشی نشوند.

این گونه هزینه ها ممکن است روی اقلام کاری بدون تغییر یا اقلامی که مستقیماً با این تاخیر ارتباط ندارند، اما به هر حال پیامدی از آن هستند، «بار» شود. این گونه هزینه ها، نتیجه «پدیده موج برداری» «Ripple Effect» هستند که معطوف به این اصل است که تاثیر هزینه یک تغییر یا تاخیر در یک قلم کاری محدود به آن قلم نیست، بلکه در قسمتهای گوناگون یک پروژه اثر می گذارد.

برای مثال، اگر فعالیتی اساسی در یک پروژه دچار چنان تاخیری شود که مدت انجام پروژه دو ماهطولانی تر شود کارفرما ممکن است که به سهولت این تمدید دو ماهه پروژه را بپذیرد، اما تاوان مالی متناسب با این تمدید چقدر است؟ پیمانکار یادآور خواهد شد که حقوق کادر سرپرستی کارگاه صحرایی و دیگر مخارج بالاسری ساختگاه، دو ماه بیشتر ادامه خواهد یافت.

اگر این تمدید زمانی چنان باشد که اجرای پروژه به زمستان یا فصل بارانی بکشد، افت کارایی اجرایی پروژه می تواند قابل ملاحظه باشد. این وضع می تواند سبب شود که برخی از کارگران متقاضی اضافه کار برای اتمام به موقع پروژه شوند. اگر کارگران بیشتری استخدام شوند، با توجه به عدم اشنایی این کارگران جدید با ساختگاه و نیز به دلیل تراکم کارگر، می توان افت کارایی را پیش بینی کرد. اگر توافق کارگری خاتمه یابد یا به دوره دستمزد جدیدی برسد، پیمانکار باید دستمزدی بیش از آنچه که در ابتدا پیش بینی کرده بود، بپردازد. توالی کار نیز می تواند تغییر کند. ماشین آلات ممکن است طی این دوره تاخیر بی کار باقی بمانند که خود به افزایش هزینه های پیمانکار می انجامد.

طی این دوره تاخیر زمانی قیمت مواد و مصالح هم ممکن است افزایش یابد. برخی از مواد ممکن است در اثر تاخیر طولانی خراب شوند و تعویض آنها لازم باشد. با تاخیر در پرداختهای دوره ای یا تاخیر در آزادشدن مبالغ تضمین، پیمانکار ممکن است که ناچار شود در پی منابع تامین مالی جدیدی برآید. مستند کردن بسیاری از این گونه هزینه ها برای پیمانکار مشکل است.

بهترین عملکرد مدیریت رهنمون سازی بدنه جهت دریافت یا پرداخت تاوان برای پدیـده های موج برداری، حفظ دقیق سوابق به صورت تفصیلی و جزء به جزء است.